منقسم گشت ؛ حاصل آنكه انقراض قطعى سلاطين بهمنى درست از تاريخ قتل خواجهء جهان آغاز شد و بعد از آن تاريخ يعنى بعد از سال 886 هيچيك از سلاطين بهمنى روى خوش نديدند و همواره در دست امراى بدانديش خود گرفتار بودند و هم بتزوير و خيانت آنان از پاى درآمدند .
در تاريخ قتل خواجهء جهان شاعران اشعار و مراثى سرودند و ماده تاريخهايى ساختند از آن جمله ملا عبد الكريم همدانى مسبوق الذكر كه از شاگردان بلكه از مريدان خواجه بود ، چنين گفت :
شهيد بىگنه مخدوم مطلق * كه عالم را ز جودش بود رونق
اگر خواهى تو تاريخ وفاتش * فرو خوان قصهء قتل بناحق
و ملا سامعى كه مداح و نديم خواجه بود اين دو بيت را ساخت :
چون خواجهء جهان را هرگز حرامخوارى * در دل نبود و مىكرد پيوسته جانسپارى
گشت او شهيد مغفور اى سامعى بتحقيق * تاريخ كشتن او جواز « حلالخوارى »
و ديگرى چنين سرود :
سال فوتش گر كسى پرسد بگوى * بىگنه محمود گاوان شد شهيد
آثار خير خواجهء جهان دردكن بسيار بود و از آن جمله است مدرسه و مسجدى كه دو سال پيش از فوت خود در احمدآباد بيدر باتمام رسانيد و سامعى شاعر در تاريخ آن گفت :
اين مدرسهء رفيع محمود بنا * چون كعبه شدست قبلهء اهل صفا
آثار قبول بين كه شد تاريخش * از آيت ربنا تقبل منا
و اين مدرسه تا سال 1023 كه سال تأليف تاريخ فرشته است باقى بوده و از غايت استحكام هنوز نوساخته به نظر مىرسيد .
خواجهء جهان محمود گاوان انواع علوم معقول و منقول ، خصوصا رياضى و طب را خوب مىدانست و در دفن نثر و نظم و انشاء و حساب « بىنظير روزگار خويش بود » و خط سياق را خوب مىنوشت . ديوان اشعار او دردكن مشهور و تا عهد تأليف تاريخ