تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
سرانجام بسال 845 از بند خلاص يافت و بشرف ملازمت پادشاه رسيد . بعد از سال 845 از فصيح كه درين وقت شصت و هشت ساله بود ، خبرى نداريم و بعيد نيست كه فوت او هم قريب به همين سال اتفاق افتاده باشد زيرا كتابش به همين خبر تشرف او به خدمت سلطان تمام شده و بعيد است كه او فرصتى بيش ازين مىداشت و از تكميل سالنامهء خود دريغ مىنمود ، خاصه كه هنوز ميتوانست با پنج سال آخر از دوران سلطنت شاهرخ كه پر از وقايع مهم بوده است مصادف و معاصر باشد . و اما كتاب « مجمل فصيحى » كتابيست متضمن وقايع بشمارش سالها ، و بعبارت ديگر كتابيست در زمرهء سالنامه‌ها كه وقايع هر سال باختصار و بكوتاهى تمام در آن آمده است ، و مؤلف آنها را از كتابهاى موثق دست‌چين كرده و يا از يادداشتهايى كه از وقايع عهد فراهم مىآورد استفاده نموده و ازين راه كتابى پرارج ترتيب داده و بشاهرخ تقديم كرده است . اين كتاب در يك مقدمه و دو مقاله و خاتمه تنظيم شده است بدين شرح : مقدمه از هبوط آدم تا ولادت پيغامبر اسلام ، مقالهء اول از ولادت پيغامبر تا زمان هجرت ، مقالهء سوم از آغاز هجرت تا پايان سال 845 . خاتمهء كتاب موقوفست بر « بعضى احوال هرات » در سالهاى پيش از هجرت . اين كتاب را مؤلف « بسالهاى دراز از مطالعهء تواريخ و جرايد بزرگان و كتب متقدمان جمع آورده » و آن را « مجمل فصيحى » ناميده است . روش فصيح آنست كه هر خبر را با كمترين كلمات و بكوتاهترين صورت در ضمن وقايع هر سال ضبط كند و بنابرين عبارات منشيانه در آن بسيار كم و نادر است ولى كتاب از حيث جمع‌آورى اخبار و اشتمال بر اطلاعات كثير و سهولت دريافتن آنها ، اثرى بسيار سودمند است . نثر كتاب همه‌جا ساده و موجز و گاه ، خاصه در مورد لزوم ، همراه با ابيات و اشعار پارسى و تازيست و تنها ديباچهء آن نثر منشيانهء متوسطى دارد .