تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤

8 - فصيح خوافى « 1 »

احمد بن جلال الدين محمد بن نصير الدين يحيى ملقب و مشتهر به « فصيح » « 2 » از رجال معروف قرن نهم و از مورخان مشهور و موثق دوران تيموريست . وى اسم و نسب خود را چند بار در كتاب مشهورش « مجمل » ذكر كرده و از آن جمله در ضمن وقايع سال 777 ه . و همچنين در ذيل حوادث سال 796 ه آن را به تمام و كمال تا « ابو امامه صدى بن عجلان بن وهب الباهلى » صحابى برشمرده است . خاندانش اصلا از اهل « روى » خواف بودند و به همين سبب او خود را بدفعات در ضمن حوادث مختلف « فصيح الخوافى » معرفى نموده و مسلما به همين عنوان هم معروف بوده است زيرا مورخان قريب العهد او نيز مانند ميرخواند در روضة الصفا و خواندمير در حبيب السير ازو به همين نحو ياد كرده‌اند ، و اما در روضات الجنات فى اوصاف مدينة هرات نام وى ضمن فهرست بزرگان منسوب به خواف « فصيح‌رويى » آمده « 3 » و در لطائف‌نامه ( ترجمهء مجالس النفائس امير عليشير ) « 4 » نيز همين صورت اخير ملاحظه شده است « 5 » .
هامش
( 1 ) - براى اطلاع از احوال او رجوع شود به مقدمهء : « مجمل فصيحى » كه باهتمام و تصحيح آقاى سيد محمود فرخ در مشهد طبع شده است ، و نيز مراجعه كنيد به ترجمهء تاريخ ادبيات برون ج 3 ( از سعدى تا جامى ) چاپ دوم ص 613 - 616 كه حاوى اطلاعات بسيار كمى از احوال او و اشاره ببعضى از نسخ خطى مجمل فصيحى است . اسم فصيح در منابع ديگرى نيز از قبيل روضة الصفا و حبيب السير و روضات الجنات بتفاريق آمده است . ( 2 ) - فصيح خوافى را به علت آنكه مؤلف مجمل فصيحى است ، بعضى باشتباه فصيحى معرفى كرده اند و اين غلط است . من نيز خود اين اشتباه را پيش از اين در كتاب تاريخ تحول نظم و نثر پارسى مرتكب شده‌ام . ( 3 ) - روضات الجنات ، ج 1 ، تهران 1338 ، ص 222 ( 4 ) - مجالس النفائس ( لطائف‌نامه ) ص 32 . ( 5 ) - بايد دانست كه چه در مجالس النفائس و چه در روضات الجنات ، « رويى » باشتباه « رونى » ثبت شده است . رويى منسوبست به « روى » مركز خواف و حال آنكه « رونى » منسوبست به رونه كه ربطى بناحيهء خواف ندارد .