تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
است . وى شاگرد و پيرو ابو الوفاء خوارزمى ملقب به « پير فرشته » ( م 835 ه . ) از كبار مشايخ ماوراء النهر بوده است ، و اين ابو الوفاء خود از مؤلفان و شاعران صوفيه و در عصر خويش مشهور و بقول جامى در نفحات رباعيات دلپذيرش بر افواه جارى بود « 1 » . و اما مولانا حسين بنابر آنچه در ديباچهء جواهر الاسرار گفته ببركت تعليم خواجه ابو الوفاء از خردسالى باز با مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى سرگرم و از معانى عاليهء آن برخوردار و از آن راه مشهور بلاد بود چنان كه مدتها آن را درس مىگفت و مشكلات خواستاران را حل مىنمود و سپس به خواهش مريدان كتاب كنوز الحقائق فى رموز الدقائق را پرداخت و سرانجام ، در اواخر حيات بتدوين جواهر الاسرار در شرح مثنوى سرگرم شد . اشتغال كمال الدين حسين بمسائل عرفانى و استغراق در معانى آن براى او دردسرى نيز فراهم آورد كه در ترجمهء احوالش منعكس است « 2 » و آن چنانست كه يكى از غزلهاى وى بمطلع :
اى در همهء عالم پنهان تو و پيدا تو * هم درد دل عاشق هم اصل مداوا تو
متضمن بعضى مبالغات صوفيانه بوده و اين امر موجب آن شد كه بقول خواندمير « طايفه‌يى از اجلاف فقهاى حنفيه معنى بعضى ابيات آن غزل را بحسب ظاهر مخالف مسائل فقهى تصور نموده آن جناب را تكفير كردند » و موضوع را بعرض شاهرخ رسانيدند . شاهرخ فرمان داد تا او را بهرات خواندند و با معاندان بمباحثه نشاندند ولى مولانا حسين اعتراضات آنان را جواب گفت و از آن بليه رهايى يافت . كمال الدين در فتنهء ازبكان در خوارزم بقتل رسيد و تاريخ اين واقعه را سالهاى 836 و 839 و 840 نوشته‌اند . از وى آثارى بنثر و نظم بازمانده است . ازو اشعارى از قصيده و غزل و مثنوى و رباعى در دستست كه خود بسيارى از آنها را در جواهر الاسرار نقل كرده است
هامش
( 1 ) - دربارهء او رجوع كنيد به نفحات الانس ، چاپ تهران ص 434 ؛ و حبيب السير ، ج 4 ص 8 - 9 ؛ و ترجمهء مجالس النفائس ، تهران ، ص 185 و 9 ( 2 ) - رجوع كنيد بصحايفى كه از مجالس النفائس و از حبيب السير دربارهء احوال كمال - الدين حسين نشان داده‌ام .