و مثله كردن و غارت كردن اموال يكديگر رواج داشت ، آدمكشى در زمرهء معايب و مثالب نبود ، شرابخوارى امرا و شاهزادگان و شاهان چنان بود كه گفتى در دينشان از و اجباتست ! ميرزا بايسنقر با همه لطافت طبع بشرابخوارگى در جوانى جان درباخت ( 837 ه . ) « 1 » و پسرش بابر ميرزا كه بعد از توبه از شرابخوارى پيمان شكسته و بر سر پيمانه رفته بود در همين پيمانشكنى جان بقابض ارواح سپرد ( 861 ه ) « 2 » . پيداست كه ثروت بىكران تيمور كه از غارت بلاد و خالى كردن آنها حاصل شده و بپركردن جيب اولاد و احفادش انجاميده بود ، و غارتهاى پياپيى كه بعد از او جريان داشت ، و عوائد فراوان كه از انحاء كشور ميرسيد ، تجمل و عيش و نوش و تشكيل مجالس سرور را آسان مىنمود و بر شرابخوارى نوشيدن عرق را هم كه مؤسس اين خاندان ، تيمور ، باب كرده بود « 3 » ، مىافزود ؛ و « بنگ » خود از عهد مغول بانگ بر جسم و جان ايرانيان زده و دست بويرانى خانمانها يا زيده بود !
بهرحال عجب نيست كه دنبالهء مفاسد عهد مغول را در اين عهد بوفور مىيابيم زيرا دوران تيمورى بزعم متوليان آن هنوز ادامهء عهد ايلخانان بود و آنان كه مصائب عهد را در قبضهء شمشيرهاى خود مىچرخاندند از تيموريان گرفته تا قراقويونلويان و آققويونلويان خود را مغول و تركمان مىدانستند و مردم هم همين را مىگفتند ! « مولانا شمس الدين محمد بن مولانا شيخ على كه زاهد و عابد و پرهيزگار بود . . . نوبتى پيش خاقان سعيد « 4 » رسيد و گفت : [ بستن ] صابون خانه نامشروع است و از جهت منع صابون پختن مسلمانان در زحمتاند ، آن حضرت مگر عذرى گفته باشد . خدمت مولوى در حضور حضرت روى به آسمان آورده گفت : الهى ، مىبينى كه حكم تو مىرسانم و اين مغول بچه نمىشود ؟ » « 5 » . حتى در ممالك دوردست هم همين انديشه كه تيموريان دنبالهء مغولان
هامش
( 1 ) - مطلع السعدين ، ج 2 ص 656 - 657
( 2 ) - ايضا از ص 1112 ببعد
( 3 ) - حافظ ابرو ، ذيل ظفرنامه ، طبع پراگ ص 23 ؛ از سعدى تا جامى ، چاپ دوم ، ص 274 - 275 .
( 4 ) - يعنى شاهرخ بن تيمور
( 5 ) - مطلع السعدين ، ج 2 ، ص 719 - 720