يكى از آنان همين صاين الدين تركه بود كه او را بازداشتند و هرچه داشت از او گرفتند و مدتى با اهل و عيال سرگشته اينسوى و آنسوى دوانيدند چنان كه چندى در همدان و چندى در كردستان و تبريز گذراند تا سرانجام با اعتذار به خدمت شاهرخ بار يافت و با توسل به ميرزا بايسنقر چندگاهى را در امان گذرانيد و گويا چندى هم قضاى نيشابور يافت .
وفاتش را خواندمير بسال 830 نوشته است « 1 » ولى اين درست نيست و گويا اشتباه خواندمير ازينجا ناشى شده باشد كه او تاريخ حبس و مصادرهء اموال و نفى صاين الدين را از هرات بمنزلهء سنهء وفاتش گرفته است و حال آنكه او در نفثة المصدور ثانى كه خطاب به بايسنقر بن شاهرخ نوشته ، داستان سرگردانى خود را بعد از اخراج از هرات شرح داده است . حاج خليفه سنهء وفاتش را سال 835 ذكر كرده « 2 » و اين ضبط درست به نظر مىرسد .
علت آزارهاى پياپى كه به صاين الدين على روا داشتند همان توجه خاص او بتصوف و عرفان و على الخصوص ارادت خاصش به محيى الدين بن العربى و شرح كتاب فصوص الحكم او بود ؛ و او كه درزى فقها و قضات و با اشتغال بشغل آنها مىزيست ، طبعا با توجهى كه بتصوف و عرفان داشت نمىتوانست از بدانديشى فقيهان روزگار در امان بماند و ما در اينباره پيش ازين سخن گفتيم « 3 » .
صاين الدين على آثار متعددى بپارسى و عربى دارد . مهمترين اثرش شرح فصوص الحكم است به عربى ، و از ميان رسالات ديگرش به عربى رسالة التمهيد فى شرح قواعد التوحيد در علم كلام ، و رسالهء « بسمله » مهمتر است . وى چندين رساله و كتاب به فارسى دارد مانند شرح قصيدهء ابن فارض با نثر آراستهء مصنوع ؛ و كتاب اسرار الصلاة در مسائل عرفانى ؛ اطوار ثلثهء تصوف ؛ تحفهء علائيه ؛ رساله در اعتقاد ؛ مناظرهء رزم و بزم ؛ رسالهيى
هامش
( 1 ) - حبيب السير ج 4 ص 10 و من هم در تاريخ تحول نظم و نثر پارسى به همين نحو ثبت كردهام .
چاپ هشتم ، تهران 1353 ص 76
( 2 ) - كشف الظنون چاپ اسنبول ، ستون 1264
( 3 ) - همين جلد ص 72 - 73