تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
لغات عربى يا واژه‌ها و اصطلاحات مغولى در موارد مختلف اين كتاب تفاوتهاى بزرگ دارد و اين نشان مىدهد كه بنابر آنچه گفته‌ايم معين الدين بيشتر بانتخاب و شايد تلخيص منابع و بهم پيوستن آنها نظر داشته است . با اين حال مواردى از كتاب ، خاصه آنچه راجعست بوقايع مربوط بعمر شيخ و فرزندان او ، اثر خود مؤلف است و نثرى يكدست و پخته دارد .

3 - خواجه محمد پارسا « 1 »

خواجه جلال الدين ( يا شمس الدين ) محمد بن محمد بن محمود الحافظ البخارى از اكابر مشايخ نقشبندى و از اصحاب و خلفاى خواجه بهاء الدين محمد نقشبند ( م 791 ه . ) ، و از رجال معروف و متنفذ دوران تيمورى است كه بسبب مقامات بلند عرفانى خود شهرت و اهميت بسيار داشت . ولادتش بسال 756 در بخارا اتفاق افتاد و نسبش بعبد اللّه بن جعفر طيار مىپيوست . علت داشتن عنوان « خواجه » آنست كه وى از پيشروان نقشبنديه بود كه از همگى آنان با عنوان « خواجه » ياد مىشد و لقب « پارسا » را پير و مرشدش خواجهء نقشبند بوى داده بود . وى از علماى جامع معقول و منقول و در همان حال از مشايخ بزرگ تصوف بود و به همين سبب معاصران او و يا كسانى كه نزديك بعهدش زندگى مىكرده‌اند
هامش
( 1 ) - دربارهء او رجوع شود به : * نفحات الانس چاپ تهران ، ص 392 - 396 * حبيب السير ، تهران خيام ، ج 4 ص 4 - 5 * ريحانة الادب ، ج 1 ص 193 - 194 * گنجينهء سخن ، ج 5 ص 173 - 180 * شخصيت عرفانى و علمى خواجه محمد پارساى نقشبندى ( مقاله . . . ) بقلم آقاى محمد اختر - چيمه در مجلهء دانشكدهء ادبيات و علوم انسانى دانشگاه فردوسى ، شمارهء 3 سال دهم . * طرائق الحقايق