موضوع كتاب ظفرنامه بيان نسب تيمور و سرگذشت اوست از آغاز تا مرگ و نشستن خليل سلطان بجاى وى در سمرقند و بيان اسباب زوال دولت او و خاتمهيى در ذكر خصايص صفات تيمور و شمارهء اولاد و احفادش هنگام وداع حيات ؛ و مؤلف كتاب را بعد از حمد و ستايش خداوند و پيغامبر برگزيدهاش با حدود هشتاد بيت از منظومهء خود كه ببحر متقارب در ذكر فتوحات تيمورى ساخته ، آغاز نموده و اين عمل يعنى نقل ابياتى را از آن منظومه تا آخر كتاب بارها تكرار كرده است و شايد ميخواست در اين مورد تقليد گونهيى از الاوامر العلائيهء ابن بىبى كرده باشد كه نثر خود را هرجا كه توانست با ابيات سلجوقنامهء قانعى آميخته و تكميل كرده است ؛ بهرحال اين كتاب هم مانند تاريخ ابن بىبى بپيروى از شيوهء انشاء جهانگشاى جوينى نگارش يافته و پيداست كه بدان زيبايى و دلآرايى نيست .
تأليف ظفرنامه بسال 828 در شيراز اتفاق افتاد و « صنف فى شيراز » تاريخ آنست به حساب جمل . اين كتاب را « حافظ محمد بن احمد العجمى » بتركى ترجمه نمود و « تاج سلمانى » ذيلى بر آن از وقايع محرم سال 807 ببعد نوشت « 1 » .
همچنانكه گفتهام مآخذ شرف الدين در تأليف ، و يا بهتر بگويم در تحرير ، اين كتاب گزارشهاى رسمى احوال و جنگها و فتوحات تيمور بوده كه روزانه بوسيلهء بخشيان اويغور كه همواره در اردوى امير گوركان و ملازم او بودهاند ، تهيه مىشد و با استفاده از مطالب آنها منظومهيى بتركى و ترجمهيى بنثر فارسى فراهم آمد « 2 » ، و گويا همان ترجمهء منثور خالى از حليهء عبارت بود كه بوسيلهء نظام شامى بانشاء منقح فارسى درآمد .
چنان كه شرف الدين مىگويد ميرزا ابراهيم سلطان تمام اجزاء تاريخ يا روزنامهء مذكور را بعد از جستوجوى وافى جمع آورد و آنها را بعد از تجديدنظر كافى در اختيار شرف الدين على گذارد تا بحليهء عبارات مزين بيارايد و او نيز همچنان كرد بىآنكه تصرفى در مطالب آن كند ، و اضافاتى كه ازوست يا مربوط بكيفيت اداى معانيست و يا از
هامش
( 1 ) - كشف الظنون ستون 1120
( 2 ) - رجوع شود به فهرست نسخ فارسى كتابخانهء ملى پاريس ، بلوشه ، ج 1 ص 287