تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
بساط بوسيده بعز عرض رسانيدم كه هرچند مراتب سخن بسيارست و منازل آن بىشمار و بدولت ابد پيوند اين ضعيف را بر فنون آن به قدر مقدور قدرتى و در اساليب آن پيش ارباب اين فن شهرتى هست ، اما علما در حق سخن پسنديده گفته‌اند : ما تدركه العامة و لا تنكر الخاصة . يعنى سخن خوب روان آنست كه عوام معانى آن دريابند و خواص عيب آن نكنند . . . بندگى حضرت فرمود كه اينك من آن سخن مىطلبم . بنده بعد از تقديم مراسم دعا بعز عرض رسانيدم كه اگر حكم نافذ شود بنده برين منوال سبيل آن مسلوك دارم و بدانچه مقدور باشد از عهدهء آن تفصى نمايم و آن را شرف روزگار خود دانم . بنابرين كمر اجتهاد بر ميان جان بسته التزام كردم كه سوانح حالات و وقايع صادرات ايام اين دولت كه بابد مقرون باد ، چنانچه تا غايت ضابطانى كه حاضر بوده‌اند و ملازمانى كه در سفر و حضر وقايع و حوادث را ناظر ، ثبت كرده باشند لباس عبارتى پاك بىتكلف پوشاند و آن را مرتب و مبوّب و مقرّر و محرّر گرداند . لاجرم دامن همت در ميان جان زده و آستين عزيمت باز نورديده پشت بر مهمات و شواغل ديگر كرده و درين شغل يك رويه شده روى بخامهء دو زبان و نامهء يك روى آوردم و تاريخ سعيهاى جميل و كوششهاى پسنديده و رأيهاى ثاقب و تدبيرهاى صايب آن حضرت در او بيان كردم . . . » « 1 » . آخرين تاريخى كه در ظفرنامه مىيابيم مربوطست باقامت تيمور در نواحى شمالى آذربايجان در مراجعت از جنگ ارمن و اقدام بعمارت بيلقان در سال 806 ، دنبال شرح اين عمارت ، نظام اين دو بيت را كه سرودهء خود اوست آورد :
گذشته هشتصد و شش سال و كسرى از هجرت * كه شد مراجعت از غزو ارمن و گرگين بساخت شهرى ازين سان به مدت يك ماه * تمور خديو جهان قطب ملك و ملت و دين
هامش
( 1 ) - ظفرنامهء شامى ، از انتشارات مؤسسه شرقيهء چكسلواكى در پراگ ، 1937 ميلادى ، ص 10 - 11
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 480 | ذبيح الله صفا