سلسبيل ، دوستان تو در پناه نعم الوكيل ، دشمنان ترا حق در قرآن گفته
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ !
لطيفى حاضر بود ، گفت مصراع آخر از رود نيل درازتر است و از وجود فيل ثقيلتر ! گفت جهت اختصار برين اقتصار كردم و اگر اسب نظم در ميدان اطناب مىدوانيدم ختم مصراع تا كعصف مأكيل « 1 » مىرسانيدم . گفت مأكيل نه ، مأكول است و از شما امثال اين هفوات غير مأمول ! از سر طنز در جواب گفت : ذكرت بخير ، نشنيدهاى يجوز للشاعر مالا يجوز للغير « 1 » »
اثر مهم و معروف نظام همان كتاب « ظفرنامهء » اوست كه بطريق اصلاح و انشاء از روى يادداشتهايى كه در شرح حال تيمور گوركان نوشته شده بود تنظيم شده و تا وقايع سال 806 در آن آمده اما وقايع پايان عمر آن فاتح را تا زمان وفاتش ( 807 ه ) شامل نيست . نظام كوشيده است كه در تحرير اين كتاب بقول خود از شيوهء سخنآرايى و نقش پيرايى اجتناب ورزد و به همين سبب كتابش ، اگرچه خالى از اطناب و عبارات زائد نيست ، ولى نثرى بليغ و تا حدى متمايل بشيوهء انشاء مترسلان دارد و از حيث عبارت در ميان تاريخ عهد تيموريان ممتازست .
نظام در ديباچهء اين كتاب نوشته است كه در سنهء اربع و ثمانمائه بندگى حضرت امير صاحبقران خلد اللّه ملكه على مرّ الزمان باحضار بندهء كمينه نظام شامى مثال داد و چون بشرف بساط بوس مفتخر گشتم بعد از تقديم مراسم نوازش و اكرام و تمهيد وظايف لطف و انعام در مقام تربيت و بندهپرورى اشارت عالى نفاذ يافت تا تاريخى كه جهت آن حضرت و صادرات افعال ايشان از مبداء ظهور اين دولت ابد پيوند الى يومنا نوشتهاند و ترتيب آن كما ينبغى بتقديم نرسيده ، اين بنده بتنقيح و ترتيب و تنسيق و تبويب آن مشغول گردد و اما به شرطى كه از حليهء تكلف و پيرايهء تصلف مصون و محروس باشد و از شيوهء سخنآرايى و نقشپيرايى محمى و محفوظ ماند ، چه كتبى كه بر آن منوال پرداختهاند و بشيوهء تشبيه و استعارات آراسته مقصود در ميان فوت مىشود و اگر يك كس كه از انصاب سخن نصيبى دارد معانى آن فهم مىكند ده ديگر بلكه صد ديگر از درك مقاصد آن عاجزند و لهذا نفع آن عام و فايدهء آن تمام نيست . بنده
هامش
( 1 ) -فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ .سورهء 105 آيهء 5