تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
عهد از دربارهاى تركمانان و آل عثمان و تيموريان به اطراف جريان داشت بر همان شيوهء استادان پيشين بود . هنگام بحث دربارهء منشآت مصنوع اين زمان نبايد ديباچهء كتابها را فراموش كرد كه به عادت قديم مؤلفان در تحرير آنها تكلف و تنوقى خاص بخرج مىدادند . بهترين نمونهء اين صنعتگرى و تطويل لاطائل مقدمهء حبيب السير است كه اگرچه خواندمير آن را استادانه و اديبانه فراهم آورد ولى از درازگويى و استعمال انواع صنايع و به كار بردن هرگونه زينتى در كلام عارى نيست . گاه ذوق انشاء نثر مزين و آراسته از گريبان جان صوفيان اين زمان نيز سر مىكشيد ولى در اينجا نازك‌بينى نويسندگان و ظرافت طبع آنان بيشتر حكومت داشت تا قدرت‌نمايى و اظهار علم و اطلاع . از بهترين نمونهء اين گونه منشآت كتاب زيباى جواهر الاسرار است تأليف عارف مشهور كمال الدين حسين خوارزمى ( م 836 ه ) در شرح مثنوى مولانا جلال الدين بلخى ، كه شيوهء نگارش آن را بيشتر مىتوان بنثر موزون نزديك دانست كه مورد استفادهء بعضى مؤلفان بوده است .

انواع نثر

مطالب و موضوعات نثر در عهد مورد مطالعهء ما دور از تنوع نيست و در ابواب مختلفى از علوم عقلى و ادبى و تاريخ و قصص و روايات و تراجم احوال و تفسير قرآن و تصوف و عرفان و اخلاق و ادب و امثال آنها كتابهايى از اين عصر در دست داريم . از جملهء داستانها و قصص بسيار معتبر اين عهد يك داستان عشقى و پهلوانيست بنام قصهء فيروز شاه ، از مؤلفى بنام « مولانا محمد بيغمى » كه نثرى شيوا و دل‌انگيز و در برخى موارد همراه با اوصاف استادانه دارد . از ميان تحريرهاى داستان امير حمزه بعضى منسوب به همين دوره است ، و تحريرى از داستان بلوهر و بوذاسف بدست نظام الدين شنب غازانى تبريزى معروف به « نظام - شامى » در دست است كه در آغاز اين دوره ترتيب يافت و داستانى حاوى حكايات و قصص حاتم طائى كه ملا حسين واعظ كاشفى ( م 910 ه ) بنام سلطان حسين بايقرا