تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
ترتيب داد و « قصهء موسوى » يا « معجزات موسوى » از شيخ معين الدين محمد معروف به معين المسكين ( م 907 ه ) ، و داستان يوسف و زليخا معروف به « احسن القصص » از همين نويسنده « 1 » ، و تحريرى از بختيارنامه كه در اوايل قرن نهم هجرى ترتيب يافته و من آن را به همين نام بسال 1347 شمسى در شمار انتشارات دانشگاه تهران طبع كرده‌ام ، و بعضى از چندين داستان ديگر از مؤلفانى گمنام كه در قرن دهم و يازدهم شهرت داشت و بعيد نيست كه از اين دوران بوده باشد . در همين دوره تهذيبى از كليله و دمنه بدست ملا حسين واعظ كاشفى نويسندهء پركار عهد تيمورى ترتيب يافت و پسر همين كاشفى يعنى على ملقب به صفى كتاب دلنشينى در مجموعه‌يى از حكايات كوتاه دارد بنام لطايف الطوايف . در اين كتاب از لطايف و ظرايفى كه از طبقات مختلف باقىمانده سخن مىرود . دربارهء تراجم احوال بزرگان ، در اين دوره چندين كتاب تأليف شده است كه بعضى در شمار آثار مشهور از نوع خود هستند . در ذكر احوال مشايخ صوفيه ، معروفترين كتاب اين زمان « نفحات الانس من حضرات القدس » است از نور الدين عبد الرحمن جامى ( م 898 ه ) . در اين كتاب شرح احوال 614 تن از مشايخ صوفيه نقل شده است و بيشتر آن تحرير تازه‌ييست از طبقات صوفيهء خواجه عبد اللّه انصارى . شاگرد جامى يعنى مولانا رضى الدين عبد الغفور لارى ( م 912 ه ) شرحى بر اين كتاب ، براى خواجه ضياء الدين يوسف پسر استاد خويش ، نوشته و در آن مشكلات نفحات را توضيح داده و در خاتمه ترجمهء احوال جامى را بتفصيل ذكر نموده است . معاصر و خويشاوند جامى ، فخر الدين على متخلص به « صفى » ( م 939 ه ) شرحى دربارهء احوال مشايخ طريقت نقشبنديه ، خاصه خواجه عبيد اللّه احرار و نور الدين عبد الرحمن جامى ترتيب داده است بنام « رشحات عين الحيات » كه از كتب قابل توجه در اين عهدست . از ميان كتابهايى كه در شرح احوال وزرا و صدور داريم دو كتاب معتبر ازين
هامش
( 1 ) - تاريخ ادبيات فارسى ، هرمان اته ، ترجمهء دكتر رضازاده شفق ص 217