دوره است ، يكى آثار الوزراء سيف الدين حاجى نظام عقيلى معاصر سلطان حسين بايقرا ، و ديگر دستور الوزرا تأليف غياث الدين خواندمير ( م 941 ه ) كه آن را در سال 906 هجرى بپايان برده و بار ديگر تا سال 914 هجرى مطالبى بر آن افزوده است .
در ترجمهء احوال شاعران مهمترين و معروفترين كتاب اين دوره تذكرة الشعراست از دولتشاه بن علاء الدولهء سمرقندى ( م 896 يا 900 ه ) از نديمان خاص سلطان حسين بايقرا . در اين كتاب شرح احوال يكصد و پنج تن از شاعران باضافهء بسيارى اشارات تاريخى آمده و در كثرت اشتباه و عدم اتقان مطالب مثل است . كتاب ديگرى از اين دوره داريم بنام « مجالس العشاق » منسوب به سلطان حسين بايقرا كه با دعاى ظهير الدين بابر گويا مؤلف واقعى آن كمال الدين حسين گازرگاهى ( م 908 ه ) از معاصران آن سلطان بوده باشد . در اين كتاب شرح حال عدهيى از شاعران و مشايخ صوفيه آمده و براى هريك از آنها داستان عشقى ذكر شده است كه البته غالبا در زمرهء متخيلات مؤلف است . كتاب بهارستان جامى هم كه مؤلف آن را به قصد تعليم فرزندش تأليف كرده بود فصلى دربارهء شاعران معروف دارد .
تاريخنويسى در عهد مورد مطالعهء ما همان رونق را كه در قرن هفتم و هشتم داشت حفظ كرد . تيمور شخصا بثبت وقايع و حوادث عهد خود توجه و علاقه داشت و كسانى را بدين كار مىگماشت . دولتشاه ضمن اشاره باقدام شرف الدين يزدى در تأليف ظفرنامه از « تاريخى كه بخشيان « 1 » و روزنامهچيان در روزگار امير بزرگ ضبط نموده بودند » سخن مىگويد و از كلام او واضح است كه « اين تاريخ » را كه ناچار در اجزاء مفصل و منفصل مضبوط بود ، بفرمان سلطان ابراهيم بن شاهرخ براى استفادهء شرف الدين يزدى « از خزاين سلاطين از ممالك جمع » كردند « 2 » .
اشارهء نظام الدين شنب غازانى ( شامى ) در آغاز كتاب ظفرنامه نيز همين نكته را روشن مىنمايد . وى گويد كه تيمور او را در سال 804 احضار كرد و دستور داد تا
هامش
( 1 ) - بخشى در عهد مغولان عنوان ملاهاى بودايى بود و در دوران ايلغارهاى تيمور شايد بمعنى دستهيى از مأموران ثبت و ضبط بود كه همراه تركان جغتايى و در التزام ركابشان بودند .
( 2 ) - تذكرة الشعراء ، ص 427