مىكردند و در كتابهاى علمى و غير ادبى باقتضاى موضوع و مطلب بيشتر رعايت سادگى و روانى عبارات مىشد و حتى بايد گفت كه انشاء كتابهاى علمى بسبب استناد مطالب آنها بر آثار مؤلفان پيشين ، از بيشتر نقصهاى زبانى كه گفتهايم خالى بوده است .
توجه بنثر مصنوع در اين عهد نه چندانست كه در قرون مقدم بوده ، و علت آن عدم توانايى نويسندگانست بايجاد آن آثار بديع دشوار . بااينحال از آغاز تا پايان اين عهد چند مؤلف و نويسنده ، و على الخصوص چند مترسل دربارى داريم كه در حفظ قواعد و موازين انشاء بر شيوهء مترسلان كوشيده و روش پيشينيان را در اين راه ادامه دادهاند . در طليعهء دورهء تيمورى و اوايل قرن نهم نويسندهيى داريم بنام نظام الدين شنب غازانى معروف به نظام شامى كه « ظفرنامه » را در شرح فتوحات تيمورى ، باشارت آن جهانجوى خونريز نوشت . نظام شامى ، با آنكه در يكى از آثار خود بنام « رياض الملوك فى رياضات السلوك » شيوهء نثر مزين و مصنوع را به كار برده « 1 » ، در ديگر آثار خود آن را بباد انتقاد گرفته است . وى معتقد است كه با شيوهء سخنآرايى و نقشپيرايى و به كار بردن تشبيه و استعاره در ضمن كلام « مقصود در ميان فوت مىشود » و همگان را نيروى درك معانى چنان سخنى نيست و در آغاز كتاب « ظفرنامه » قسمتى ازين نظر را ضمن نقل قول از تيمور گوركان و باقى را از قول خود بدينگونه مىآورد :
« . . . به شرطى كه از حليهء تكلف و پيرايهء تصلف مصون و محروس باشد و از شيوهء سخنآرايى و نقشپيرايى محمى و محفوظ ماند ، چه كتبى كه بر آن منوال پرداختهاند و بشيوهء تشبيه و استعارات آراسته ، مقصود در ميان فوت مىشود و اگر يك كس كه از نصاب سخن نصيبى دارد معانى آنها فهم مىكند ده ديگر بلكه صد ديگر از درك مقاصد آن عاجزند و لهذا نفع آن عام و فايدهء آن تمام نيست » « 2 » .
هامش
( 1 ) - ازين كتاب نسخهيى در كتابخانهء ملى ملك موجودست . آقاى على اصغر حكمت در حاشيهء صحايف 493 - 494 از چاپ دوم « از سعدى تا جامى » شرحى در معرفى آن كتاب دارد ، بدانجا مراجعه كنيد .
( 2 ) - ظفرنامهء نظام الدين شامى ، چاپ بيروت 1937 ، ص 11