تاريخى را « كه جهت آن حضرت و صادرات افعال ايشان از مبداء ظهور » تا سال مذكور نوشته بودند ، و ترتيب و تنظيم آن چنان كه بايست ميسر نگرديده بود ، تحرير كند و « به تنقيح و ترتيب و تنسيق و تبويب آن مشغول گردد » « 1 » ، و همين احضار نظام شامى و گماشتن او بتنظيم تاريخ مذكور خود نشانهء توجه خاص « امير صاحبقران » بجمع - آورى حوادث دوران اوست .
شيوهء تيمور را فرزندان و فرزندزادگان او نگاه داشتند و تركمانان نيز طريقهء تيموريان را در اين راه تعقيب كردند و در نتيجه تاريخنويسى از ابتدا تا انتهاى اين عهد همان رونق دو قرن پيش را حفظ كرد و در همان حال كه تأليف كتابهايى دربارهء بعض سلسلههاى سلاطين از رواج پيشين نيفتاده بود ، توجه بتأليف تاريخهاى منظم عمومى هم مانند روضة الصفا و حبيب السير ادامه يافت و حتى صورت منظمتر و كاملترى از پيش حاصل كرد .
كتابهاى تاريخ اعم از آنها كه اختصاص بسلسلهها يا شاهان يا نواحى معين داشت و يا آنها كه در زمرهء تاريخ عمومى است در اين دوره متعدد است كه بعضى به چاپ رسيده و برخى ديگر در شمار نسخههاى خطى اينسوى و آنسوى محفوظ و مظبوطست از قبيل :
اصح التواريخ تأليف محمد بن فضل اللّه موسوى كه شامل وقايع از آغاز آفرينش تا عهد تيمور است .
مجمع التواريخ سلطانى از شهاب الدين عبد اللّه بن لطف اللّه معروف به « حافظ ابرو » ( م 833 ه ) . اين كتاب در چهار مجلد نوشته شده كه از مجلد اول تا مجلد سوم آن شامل وقايع تاريخى تا زمان ايلخانان و مجلد چهارم از مرگ سلطان ابو سعيد خان بهادر آخرين ايلخان مغول تا وقايع سال 830 هجرى است .
از تاريخ ظفرنامهء نظام شامى كه وقايع عهد تيمور را تا سال 806 شامل است پيش از اين سخن گفتيم . مورخى بنام « تاج سلمانى » در سال 813 از طرف شاهرخ مأمور
هامش
( 1 ) - ظفرنامهء شامى ، بيروت 1937 ، ص 10 - 11