تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
و هرچه بيشتر در سالهاى قرن نهم پيش بياييم هم سادگى سخن را در آثارشان بيشر مىيابيم و هم آثار تحول زبان را در آن آثار بيشتر ملاحظه مىكنيم . پس با يك حكم كلى مىتوان گفت كه نثر پارسى در اين دوره بتدريج از مبالغه‌هاى صنعتى و فنى قرون مقدم آزاد مىگشت چنان كه آثار متكلف كه در آنها بافراط بصنايع توجه شده باشد كم و برعكس رواج سبك سادهء عادى بيشتر مىشد . توجه بلهجهء كهن پارسى در آثار منثور عهد تيمورى كمتر ملحوظ بوده و استعمال اصطلاحات و لغات و تركيبات عمومى زمان مورد استعمال بيشترى داشت و به همين سبب بايد گفت كه روش متداول عهد تيمورى سبك ساده و روان در نثر است منتهى اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه نفوذ كلمات تركى در عده‌يى از آثار اين عهد خاصه در تواريخ كه حاوى اطلاعات رسمى كشورى و لشكرى است به خوبى مشهود است و علت آن ، همچنانكه پيش از اين دربارهء زبان فارسى و تحول آن اشاره كرده‌ايم ، ورود يك دسته از كلمات و اصطلاحات مغولى و تركى جغتائى است در زبان فارسى خاصه در زبان ديوانى و ادارى آن زمان ؛ و اين خود نظير سستى ديگريست كه از راه ضعف تأليف و عدم توجه بقاعده‌هاى دستورى زبان در نثر راه يافت . اين حال در اشعار گروهى از شاعران عهد تيمورى و آغاز دوران صفوى نيز ديده مىشود و ما هنگام بحث در وضع عمومى زبان فارسى بذكر شواهدى از اشعار فارسى كه نشان‌دهندهء اين حال باشد مبادرت جسته‌ايم ؛ و عجيب آنست كه بسى از آن مسامحات لغوى و دستورى كه نويسندگان عهد تيمورى و آغاز عهد صفوى داشته‌اند هنوز هم در زبان ما جاريست مانند به كار بردن « چنانچه » كه يك تركيب مجعول و نادرستست ، بجاى « چنان كه » ؛ و استعمال افعال وصفى فراوان بىآنكه رعايت قاعدهء درستى دربارهء آن بشود ؛ و حذف افعال بىقرينهء لفظى و معنوى ؛ و به كار بردن بعضى از مفردات و مصادر و افعال در غير موضع خود و بمعانى ساختگى جديد مثل نمودن بجاى كردن و گرديدن بجاى شدن و باشيدن بجاى بودن ؛ و آوردن تركيبهاى بلند و كوتاه بسيار بجاى مفردات موجود در زبان فارسى مثل « قرعهء مشورت در ميان انداختن » يعنى « مشورت كردن » و « دست
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 465 | ذبيح الله صفا