همره باد صبا سرمهء خاك ره تست * مىرسد باد خوش و نور و صفا مىآرد
به خيال خم ابروى تو دايم طوسى * روى اخلاص بمحراب دعا مىآرد
41 - فتاحى نيشابورى ، مولانا يحيى سيبك فتاحى نيشابورى از شاعران و نويسندگان معروف قرن نهم ، معاصر شاهرخ ، بود . تخلصش فتاحى است ولى چنان كه امير عليشير و غياث الدين خواندمير گفتهاند نخست تفاحى تخلص مىنمود و بعد از آن تفاحى را بفتاحى بدل كرد و گاه ( يعنى در كتاب اسرارى و خمارى ) اسرارى و خمارى را هم بگونهء تخلص به كار برد . وفاتش بسال 852 اتفاق افتاد . ازو ديوان اشعارى و دهنامه و مثنوى مشهور « دستور عشاق » و آثار منثورى مانند شبستان خيال و « حسن و دل » زبانزد اهل زمان بود .
مثنوى دستور عشاق او پنجهزار بيت در بحر هزج مسدس است كه فتاحى آن را بسال 840 بپايان برد و موضوع آن چنان كه پيش از اين گفتهام داستان عشق « دل » است به « حسن » كه تعريضى بسيار شاعرانه و دقيق دارد چنان كه شاعر در آن سخن را در وصف ملك اعظم « عقل » آغاز مىكند و صفت اميرزاده « دل » را با مشرف ممالك « نظر » همراه مىآورد و آنگاه نظر را از حصار « زهد » بيرون مىفرستد و به شهر « هدايت » مىكشاند و نزد « همت » مىبرد . . .
همين منظومه ، و يا بهتر بگوييم خلاصهء آن را ، فتاحى بنام « حسن و دل » بنثرى مسجع تحرير كرد كه خود نمونهيى خوب از منشآت عهد تيمورى است و موضوع آن همانست كه در دستور عشاق آمده و بعبارت ديگر اين كتاب يك داستان تعريضى است كه در آن سرگذشت « دل » فرزند « عقل » كه مقامش در مغرب « گنبد دماغ » و پادشاهى « قلعهء بدن » با اوست ، مىآيد كه در طلب « آب حيات » در تكاپوست و « نظر » را در اين راه بجاسوسى مىگمارد و او پس از عبور از شهر « عافيت » به يارى « همت » پادشاه شهر « هدايت » نشان آب حيات را در مشرق كه سرزمين « عشق » است ، مىجويد و داستان با همين روش و همينگونه تعريضها كه مىبينيد ادامه مىيابد .
حسن و دل بسبب شيوهء تازه و نثر دلپذير زيبايش چندبار ترجمه و تهذيب شد .