تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
32 - اهلى ترشيزى ، يوسف بن محمد بن شهاب ترشيزى از عهد جوانى شاعرى پيشه كرد ، چندى مداحى شاهرخ بن تيمور كرد و تا بعهد سلطان حسين ميرزا بايقرا زيست و بعد از پايان كار تيموريان بتبريز رفت و همانجا درگذشت . غير از ديوان غزلها و ساقىنامه كه ازو مشهورست ، در روزگار جوانى منظومه‌يى بنام تحفة السلطان فى مناقب النعمان بنام شاهرخ سرود و آن را بسال 839 بپايان برد . تحفة السلطان ترجمهء منظوميست از كتاب « المواهب الشريفه فى مناقب ابى حنيفه » تأليف امام ابو الحسن بيهقى . 33 - بساطى سمرقندى ، مولانا سراج الدين بساطى در دوران سلطنت سلطان خليل بن اميرانشاه گوركانى در سمرقند ظهور كرد و چون در آغاز كار پيشهء حصيربافى داشت ، حصيرى تخلص مىكرد ، ليكن باشارهء خواجه عصمت بخارى آن تخلص را به « بساطى » مبدل ساخت . بساطى در خدمت خليل سلطان تقرب بسيار داشت چنان كه شبى بخاطر مطلعى از يك غزل هزار دينار به دو بخشيد « 1 » . وفاتش در هشتاد و هشت سالگى در هفدهم رجب سال 814 در شهر رى اتفاق افتاد . ديوان قصائد و غزليات و مقطعات و رباعيات و معميات او را در كتابخانهء ملى پاريس همراه ديوان خيالى ديده‌ام ( بشمارهء 1410
Supplement
) . 34 - خيالى بخارى ، احمد بن موسى خيالى كه از مجموعهء اشعارش ياد كرده‌ام ، يكى ديگر از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخارى بود كه ديوانش در ماوراء - النهر شهرت داشت . وى در عهد الغ بيك مىزيست و در حدود سال 850 بدرود حيات گفت . ديوانش به دو هزار بيت مىرسد و از آن در ايران و خارج نسخى موجود است و از جملهء اشعارش قصيده‌ييست در مدح استاد او عصمت بخارى بدين مطلع :
درين سراچهء فانى كه منزل خطرست * بعيش كوش كه ايام عمر در گذرست . . .
وى همانست كه غزل معروفش را بمطلع :
اى تير غمت را دل عشاق نشانه * خلقى به تو مشغول و تو غايب ز ميانه
هامش
( 1 ) - و آن مطلع چنين است :دل شيشه و چشمان تو هر گوشه برندش * مستند مبادا كه به شوخى شكنندش( تذكرهء دولتشاه ص 394 )
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 456 | ذبيح الله صفا