قوامى مطرزى را نيز داده است « 1 » چنان كه خواهيم ديد ، و از اين راه حافظ على صاحب چند قصيدهء مصنوع شد بدين شرح : 1 ) قصيدهيى در جواب سيد ذو الفقار بفرمان سلطان حسين بايقرا و در مدح او بدين مطلع :
حريم حرمت كوى تو جنت ابرار * شميم نكهت موى تو راحت احرار
كه حافظ على آن را بعد از يك سال كار بسال 908 هجرى بپايان برد « 2 » . 2 ) قصيدهء دوم كه شاعر آن را هم در جواب سيد ذو الفقار و در مدح شاه اسمعيل صفوى سروده است بدين مطلع آغاز مىشود :
شراب شربت ذوقت شفاست اى دلدار * عذاب محنت شوقت بلاست بىمقدار
و صنايع آن بيشتر از قصيدهء نخستين است . 3 ) قصيدهء بديعيه كه حافظ على آن را در ستايش سلطان حسين بايقرا و در جواب قوامى مطرزى سرود . در اين قصيده 138 صنعت از صنايع بديعى در همين عدد از ابيات به كار رفته و شاعر آن را بسال 909 بپايان رسانيده و يك سال در نظم آن كار كرد و آن را با ديباچهيى تقديم سلطان نمود . اين قصيده بدين مطلع آغاز مىشود :
اى ز دادت نموده جور فرار * بىمرادت نبوده دور به كار
45 - صاينى ، قوام الدين محمد صاينى از شاعران قرن نهم است كه مدتها در بلاد شروان و آذربايجان و ديار بكر و سوريه و مصر زيسته و بسال 830 هجرى بدرود حيات گفته است . كليات اشعار او در كتابخانهء ملى پاريس بشمارهء
Supp . 727
ديده شده و تشكيل مىشود از قصائد و غزليات و مقطعات و يك مثنوى و معميات و چند قطعه و مكتوب بنثر . از جملهء ممدوحان شاعر ميرزا اسكندر و ميرزا بايسنقر تيمورى هستند .
46 - مثالى كاشانى ، از شاعران قرن نهم است كه در ترجمهء حكيم شاه محمد از مجالس النفائس ( ص 395 ) « كسى بىمثال و بىهمال » و جامع فنون كمال توصيف گرديده و مطلع غزلى از او نقل شده است . از تحفهء سامى ( ص 164 ) نيز مطلب ديگرى برنمىآيد مگر
هامش
( 1 ) - مطلع قصيده بدايع الاسحار قوامى مطرزى اينست :اى فلك را هواى قدر تو بار * ور ملك را ثناى صدر تو كار( 2 ) -تاريخ سال و مدت نظمش چو عقل جست * گفتم جواب او كه : « بيك سال شد تمام »