« چنان كه مجمع البحرين و تجنيسات بيكجاى جمع آمدند و با وجود اين تكليف لزوم مالا - يلزم ، ذو قافيتين هم ملازم آن » كرده شد . اين منظومه چنين آغاز مىشود :
اى همه عالم بر تو بىشكوه * رفعت خاك در تو بيش كوه
كه در متفرعات دو بحر سريع ( مفتعلن مفتعلن فاعلن يا فاعلان ) و رمل مسدس ( فاعلاتن فاعلاتن فاعلات يا فاعلن ) خوانده مىشود و در قوافى ابيات آن رعايت تجنيس نيز شده و اين حال در تمام ابيات آن مثنوى باقيست .
با توجه بقصائد مصنوع و مثنوى سحر حلال اهلى كه روى رزمهء اشعار او محسوب مىشوند ، و همچنين با توجه به معميات و بعضى از اشعار ديگر او ، نخستين مطلبى كه در شيوهء اهلى به نظر مىآيد علاقهء اوست بصنايع در اشعارش و اين چنان كه پيش از اين ديديم نتيجهء مستقيم توجه معاصران اوست به اين امر ، ولى چون ازين امر بگذريم سخنش را در غالب اشعارش از قصائد و غزلها و مثنويها و رباعيها و غيره مقرون بمضمونها و انديشههاى خوب و الفاظ منسجم و استوار مىيابيم .
از اختصاصات ديوان اهلى اشتمال آنست برچند مجموعه از رباعيات . از آنهاست « ساقىنامهء رباعى » كه متضمن 101 رباعيست كه همهء آنها خطاب به « ساقى » است و به همين سبب آن را ساقىنامه ناميد . مجموعهء ديگر از اين رباعيات « رباعيات گنجفه » است كه اهلى آن را در وصف صورتهاى گنجفه و بمناسبت عملى كه هريك از آنها در بازى گنجفه دارند سرود . مجموعهء ديگر رباعيات عادى و معمول است كه عدد آنها در نسخهء چاپى ديوانش به 636 مىرسد - . قصائد اهلى متعدد است ، مقدارى از آن در منقبت رسول و ائمهء دين و مرثيهء شهداى كربلا عليهم السلام و توحيد و حكمت و باقى در مدح سلاطين و صدور و اكابر زمانست به نحوى كه پيش از اين اشاره كرديم ، و در تركيب بندها نيز همين مطالب تكرار مىشود . غزلهاى اهلى متعدد است و عدد آنها به 1401 بالغ مىگردد و مجموع ابيات ديوانش غير از سه قصيدهء مصنوع به 14735 مىرسد .
از آن جمله است :
آدمى مجموعهء علم و حقيقت پروريست * صورت زيباى او ديباچهء صورتگريست
حشمت خيل ملك باقدر آدم هيچ نيست * شوكت شاهنشهى بيش از علو لشكريست