آمده است : « شيخ محمد اهلى شيرازى طاب ثراه بعمر هشتاد و چهار وفات نمود در سنهء 942 » و بدين تقدير سال ولادتش 858 هجرى قمرى بوده . ماده تاريخ وفاتش را ملا - ميرك از معاصرانش بدينگونه سرود :
در ميان شعرا و فضلا * پير با صدق و صفا بود اهلى
رفت با مهر على از عالم * پيرو آل عبا بود اهلى
سال فوتش ز خرد جستم گفت * پادشاه شعرا بود اهلى
همچنانكه ملا ميرك در اين ماده تاريخ گفته و نيز چنان كه بكرات در اشعار خود شاعر مىبينيم ، وى بر مذهب شيعهء اثنى عشرى بوده و در اين راه ثبات قدم مىورزيده و در همان حال مشرب تصوف داشته و از صفاى عرفان بكلام خود تازگى و لطافت مىبخشيده است .
آنچه دربارهء احوال او در تذكرهها آمده برحسب عادت مجمل و كمتر محل استفاده است مگر شرحى كه در « صحف ابراهيم » مىبينيم كه بيشتر مقرون بتحقيق و تفصيل است . هم بنابر آنچه در اين تذكره آمده وى از شاگردان علامهء دوانى بوده و در اغلب علوم عهد خود خاصه در علوم ادبى اطلاعات وافر داشته است و تنوع آثار او خاصه توجه بآثار مصنوع ، خود نشانهيى از همين اطلاعات مختلف ادبى وى خاصه در صنايع ملفوظ و معميات و عروض و امثال آنهاست .
وى در جوانى از شيراز بهرات رفت و چندگاهى در دربار سلطان حسين بايقرا بسر برد و در همين اوقات قصيدهء معروف مصنوع خود را ، كه بعد ازين معرفى خواهيم كرد ، در مدح امير عليشير نوايى سرود و پس از آن بآذربايجان نزد سلطان يعقوب آققويونلو رفت و او را نيز مدح گفت و پس از جلوس شاه اسمعيل به خدمت او پيوست و او را ستود و مثنوى سحر حلال را بنام او ساخت و پس از مرگ آن سلطان بشيراز بازگشت و در آن شهر بسر مىبرد تا بسال 942 چنان كه ديدهايم درگذشت و در كنار مزار حافظ به خاك سپرده شد و مرقدش معروفست .
وى علاوه بر سلاطين مذكور گروهى از صدور و حكام و اكابر زمان را نيز ستوده