تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
قصيدهء سوم باز در جواب سلمان ساوجى و بر همان وزن است در صد و شصت بيت كه قريب صد و بيست بيت از آن استخراج مىشود ، بدين مطلع :
هواى گلشن كويت نسيم باد بهار * گداى خرمن مويت شميم مشك تتار « 1 »
از مثنويهاى اهلى است : « شمع و پروانه » ببحر هزج كه بسال 894 در هزار بيت بنام سلطان يعقوب سروده شده و در واقع تمثيلى است از جذبه و انجذاب طالب و مطلوب در طريقت عارفان و صوفيان ، و اهلى آن را با زبان بسيار دلنشين پرورده و الحق استادانه از عهدهء مقصود برآمده است . مثنوى ديگر اهلى « سحر حلال » است در 520 بيت كه بنام شاه اسمعيل صفوى سروده شد و ابياتش ذو بحرين و ذو قافيتين و ذو جناسين است . موضوع اين مثنوى عشق پاك جم به دختر پسر عم خود يعنى به « گل » است كه بزواج آن دو انجاميد و بعد از آن جم از اسب فروافتاد و مرد و چون خواستند كه برسم آتش‌پرستان جسم او را بسوزانند گل نيز دست افشان و پاى كوبان برقص شعله‌ها پيوست و با دلدار خود يك جا سوخت . اهلى همچنانكه خود نيز اشاره كرده در ساختن اين منظومه به دو منظومهء « مجمع البحرين » و « تجنيسات » كاتبى نظر داشته و منظومهء خود را جامع صنايع آن هر دو اثر كاتبى ساخته و درين باب گفته است :
كاتبى آويخت دو محكم كمان * كآمده در قبضهء رستم كم آن مجمع بحرين و در افشان دو بحر * جامع تجنيس و در اوزان دو بحر
و علاوه بر اين در مقدمهء كوتاهى كه بنثر بر اين منظومه نوشته به همين نكته اشاره كرده و گفته است كه در محفلى سخن از مجمع البحرين و تجنيسات كاتبى رفت و او مدعى شد كه آن هر دو كار كاتبى را در يك منظومه جمع خواهد كرد ، متعصبان بر او اعتراض كردند و گفتند كه از عهدهء چنان كارى برنخواهد آمد ، آنگاه او طرح اين نسخه انداخت
هامش
( 1 ) - براى مطالعهء اين قصائد و كيفيت استخراج ابيات جديد از هر دو سه بيت آنها و صنايع و بحور و انواع قوانى كه در آن ابيات مستخرجه به كار رفته است رجوع كنيد بمتن قصائد مذكور كه در ديوان اهلى از ص 775 تا 848 طبع شده است .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 450 | ذبيح الله صفا