دهلوى و حسن دهلوى مىدانست « 1 » ، مانند عدهيى ديگر از شاعران عهد تيمورى بخمسهگويى نيز همت گماشت . امير عليشير دربارهء او گفته است « 2 » « درين تاريخ كه اين رساله نوشته مىشد از خمسه جواب ليلى و مجنون و خسرو و شيرين و هفت منظر گفته بود و در مقابلهء سكندرنامه بنظم ظفرنامه اشتغال مىنمود » .
هاتفى خود را « تمرنامه » به اين طبعآزماييها اشاره كرده و گفته است :
من آن روز كز طبع گنجينهسنج * نشستم بصرافى پنج گنج
گرفتم ز ليلى و مجنون نخست * وز آن صورت دعويم شد درست
شد آن نقش فرخ چو گيتىپسند * ز شيرين و خسرو شدم بهرهمند
چو آن گلستان را بياراستم * از آن خوشتر آمد كه مىخواستم
چو باز آمدم ز آن همايون سفر * سوى هفت منظر فكندم نظر
تماشا گهى كردم آراسته * كه شد چرخ از رشك آن كاسته
و بر اين سه منظومهء ليلى و مجنون و شيرين و خسرو و هفت منظر بايد « تمرنامه » را هم كه در مجالس النفائس « ظفرنامه » نام يافته ، بيفزاييم كه بهترين و مشهورترين اثر او است . علت تسميهء اين منظومه به تمرنامه آنست كه در شرح فتوحات تيمور ساخته شده و دليل آنكه آن را ظفرنامه گفتهاند آنست كه هاتفى بنابر تصريح خود مطالب آن را از ظفرنامهء شرف الدين على يزدى اقتباس كرده است . بتصريح فخر الزمانى اين عمل بتشويق ميرزا بديع الزمان پسر سلطان حسين بايقرا انجام شده است . وى مىگويد « 3 » :
« بتحقيق پيوسته كه ظفرنامه را حسب الحكم ميرزا بديع الزمان نظم نموده ، الحق كه در آن مثنوى شاعرى « 4 » كرده و از آنچه لازمهء سخنوريست دقيقهيى فرو گذاشت ننموده ،
هامش
( 1 ) -دهم در قصائد بد انسان ندا * كه خاقانى آنجا كند جان فدا
بجلوه درآيد گرآن دلفريب * كه از دل برد هوش و از جان شكيب
طريق غزل را بداند كه چيست * كدامست خسرو حسن نيز كيست( 2 ) - مجالس النفائس ( لطائفنامه ) ص 62
( 3 ) - تذكرهء ميخانه ص 114 - 115
( 4 ) - گويا كه ميخواست بگويد : ساحرى كرده .