تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
قصبهء مذكور جهت زيارت منظور آفريدگار شاه قاسم انوار قدس سره نزول فرموده بر سبيل گشت بدر باغ مذكور رسيدند ، در بسته يافتند ، از شاخ درختى كه از ديوار باغ بيرون آمده بود چند كس بالا رفته مولانا را خبر كردند ، باستقبال آن حضرت شتافته روى نياز بر زمين نهاد ، و آن حضرت احوال مولانا پرسيده بعد از وقوف بر احوال قدم بر كلبهء او رنجه فرمودند و از كمال مكارم اخلاق بر گليم درويشانهء او نشسته و از ماحضرى كه آوردند تناول فرمودند ، بعد از آن طالب شعر شدند ، مولانا بيتى چند از شعر خود خواند ، تحسين فرمودند و او را بنظم فتوحات شاهى مأمور گردانيدند ، مولانا انگشت قبول بر ديده نهاد و منظور عنايت بلاغايت شده موازى هزار بيت از آن كتاب را بنظم آورد . . . » « 1 » . وفات مولانا چندسال بعد از اين ملاقات در همان باغى كه در خرجرد جام داشت بسال 927 هجرى اتفاق افتاد و تاريخ آن را « جامى ثانى چه شد » ( 927 ) يافتند و يكى از شاعران عهد اين ماده تاريخ را در سال فوت او ساخت :
از باغ دهر هاتفى خوش‌كلام رفت * سوى رياض خلد به صد عيش و صد طرب جان داد و رو بروضهء پاك رسول گفت * روحى فداك اى صنم ابطحى لقب تاريخ فوت او طلبيدم ز عقل گفت * از « شاعر شهان » و « شه شاعران » طلب
و « شاعر شهان » يا « شه شاعران » مساويست با 927 و اين همان تاريخ است كه خواندمير و سام ميرزا هر دو ذكر كرده و حسن بيگ روملو « 2 » هم آن را با تصريح ماه وفات هاتفى يعنى محرم سال مذكور تكرار نموده است . بنابراين قول فخر الزمانى قزوينى در تذكرهء ميخانه كه وفات مولانا را سال 914 نوشته باطل است . و اگر بمحاسبه‌يى كه پيش از اين با استناد بر قول فخر الزمانى قزوينى دربارهء سال ولادت هاتفى ( 822 ه ) كرده‌ام ، بتوان اعتماد كرد مولانا هنگام وفات يكصد و پنج ساله بود . هاتفى كه خود را در قصيده‌سرايى بالادست خاقانى و در غزلگويى به از خسرو
هامش
( 1 ) - تحفهء سامى ص 96 - 97 ( 2 ) - احسن التواريخ ذيل حوادث 927