مىكرده و در حجر تربيت او بسر مىبرده ولى خلاف خال خود مذهب تشيع داشته است « 1 » .
مولدش ولايت جام خراسان و محل اقامت دائمش هم همانجا بود . ملا عبد النبى فخر الزمانى نوشته است « 2 » كه « پدر ايشان از خواجههاى صاحب جاه خر گردست فاما تولد هاتفى در جام واقع شده « 3 » ، والدهء او همشيرهء مولانا عبد الرحمن جامى است . در بهار زندگانى و اوان جوانى از وطن خروج نموده سير عراق و آذربايجان باتفاق امير همايون تبريزى « 4 » كردهاند . در اخبار آمده كه عبد اللّه مرد بلندبالاى قوى هيكل بوده ، مولوى نامى گرامى حضرت عبد الرحمن جامى بايشان توجهى تمام داشته و عبد اللّه هربار كه از جام بهرات مىآمده مظفر حسين ميرزا « 5 » و امير عليشير كه وزير اعظم و سپهسالار ايشان بوده عزت بسيارى هاتفى را مىكردهاند » .
تاريخ ولادت هاتفى را در مآخذ احوالش نمىبينيم ، فقط اشارهيى كه در تذكرهء ميخانه آمده آن را تا حدى روشن مينمايد . فخر الزمانى گويد كه « چون سن آن عندليب گلزار نكتهپرورى بنود و چهار رسيد ، مسندنشين بارگاه عظمت و جلال ، شهريار جوان بخت بلنداقبال . . . شاه اسمعيل حسينى صفوى در آن سال رايات اجلال بعز اقبال در ملك خراسان برافراشته بود ، و از مساعدت بخت بلند و استمداد طالع ارجمند شيبك خان اوزبك را بقتل رسانيده تسخير ممالك خراسان نموده و از حد توران معاودت فرمود . چون عبور ايشان به جام واقع شد نزديكان آن حضرت بعرض اقدس رسانيدند كه هاتفى يكى از مقبولان روزگارست و ديدن آن بزرگوار از واجباتست . . . » « 6 » و بعد مىپردازد به داستان
هامش
( 1 ) - در ليلى و مجنون گويد :يا رب كه كنى خجسته نامم * در دين دوازده امامم
بخشاى به هاتفى ز كوثر * يك جرعه به حق آل حيدر( 2 ) - تذكرهء ميخانه ص - 111 - 112
( 3 ) - ولادت هاتفى و اقامتش به ظن غالب در خرجرد جام بود و بنابراين جدا كردن مولد او از ولايت جام فقط مولود عدم اطلاع جغرافيايى فخر الزمانى قزوينى است .
( 4 ) - امير همايون اسفراينى است نه تبريزى
( 5 ) - يكى از چند پسر سلطان حسين بايقرا
( 6 ) - تذكرهء ميخانه ، ص 115