معين شد كه صادق كيست آنجا * رفيق ناموافق كيست آنجا
بحرمت صادقان را پيش خواندند * حريف قلب را از پيش را ندند
بيك بار از نظر انداختندش * از آن كوه و كمر انداختندش
موافق خيمه بر چرخ برين زد * منافق خويشتن را بر زمين زد
الهى از چه كذبم برون آر * به راه كشور صدقم درون آر
( از صفات العاشقين )
28 - هاتفى « 1 »
مولانا عبد اللّه هاتفى از مثنوىگويان متوسط اواخر عهد تيمورى و آغاز دورهء صفويست . وى بنابر اشارات صريح نويسندگان احوالش خاصه معاصران او از قبيل امير عليشير و ميرخواند و سام ميرزا از خويشان نزديك يا خواهرزادهء نور الدين عبد - الرحمن جامى بوده و در مدتى از دوران جوانى خود در هرات ملازمت خدمت آن استاد بزرگ
هامش
( 1 ) - دربارهء او رجوع شود به :
* تذكرهء ميخانه ، تهران 1340 ، ص 112 - 119
* مجمع الفصحا ج 2 ص 54 - 55
* تحفهء سامى ص 94 - 97
* مجالس النفائس ( لطائفنامه ) ص 62 - 63
* آتشكدهء آذر ، چاپ آقاى سادات ناصرى ، ص 375 - 384 و حواشى آن صحايف
* حماسهسرايى در ايران ، دكتر صفا ، چاپ سوم ، ص 360 - 363
* تاريخ نظم و نثر در ايران ، ص 314 - 315
* حبيب السير ، تهران خيام ، ج 4 ص 354 - 355
* فهرست كتب خطى مجلس شوراى ملى ، ج 3 ، ص 165 - 166
* فهرست نسخ فارسى كتابخانهء ملى پاريس ج 3 ، ص 327 و 333 - 335
* فهرست كتابخانهء مدرسهء عالى سپهسالار ج 2 ص 542 - 544
* صحف ابراهيم نسخهء خطى
* هفت اقليم ، تهران ، ج 2 ، ص 186 - 188
* احسن التواريخ حسن بيگ روملو ، چاپ افست تهران ، ص 174 ذيل حوادث سال 927