مذاق لذت آزادگى عجب نبود * اگر شناخته باشى پس از گرفتارى
كه قدر قيمت ايام تندرستى را * توان شناختن اندر زمان بيمارى
مسافران نه اقليم عالم بالا * چو آمدند درين كهنه چارديوارى
گذاشتند متاع جهان و بگذشتند * تو نيز چون دگران بگذرى و بگذارى
ز راه جاه قدم بازكش كه اين ره را * فراز و نشيب فزونتر بود ز هموارى
به راه خضر قدم نه كزين ره تاريك * اميد هست كه سررشتهيى بدست آرى
ره مدينهء علم اين رهست و اين ره را * اگر ز پاى در آيى ز دست نگذارى
* *
رواق مدرسه گر سرنگون شود سهلست * قصور ميكدهء عشق را مباد قصور
بناى مدرسه از جنس عالى و سافل * خراب گشت و خرابات همچنان معمور
بيا و نكتهء توحيد بشنو از من مست * كه آب ميكده دارد خواص آتش طور
ز نور جام چو جام جمت شود روشن * گرت طهارت باطن كند شراب طهور
مريد پير خرابات گشتم و شستم * به آب ميكده دست دل از متاع غرور
طواف كعبه و ميخانه كردم و ديدم * در آن مقام مصيبت در اين نشيمن سور
ز كعبه پير مغانم بصدر مصطبه برد * بيمن سعى لقد كان سعيكم مشكور
* *
تو ترك نيم مستى من مرغ نيم بسمل * كار تو از من آسان كام من از تو مشكل
كارى نمىگشايد از دست مانده بر سر * گامى نمىبرآيد از پاى رفته در گل
تو پا نهى بميدان من دست شويم از جان * تو خوى فشانى از رخ من خون چكانم از دل
ساغر كشى و خنجر ، اهل وفا سراسر * خون خورده در برابر جان داده در مقابل
پيمانهء حياتم پيش از اجل تو مشكن * سررشتهء اميدم پيش از خلل تو مگسل
آهى ز سينهء من برق هزار خرمن * تيرى ز غمزهء تو مرگ هزار بىدل
دنبال آن مسافر از ضعف و ناتوانى * برخيزم و نشينم چون گرد تا به منزل
كو بخت آنكه گيرم مستش ز خانهء زين * و آن ساعد بلورين در گردنم حمايل