تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
نادر العصر اميدى مظلوم * كه بناحق شهيد شد ناگاه شب بخواب من آمد و فرمود * كاى ز سر درون من آگاه بهر تاريخ قتل من بنويس * آه از خون ناحق من آه ( 925 )
و اين « افضل نامى » را هم نوربخشيه بىمزد نگذاشته مسموم ساختند تا در جوانى در گذشت « 1 » . اميدى بتصريح فخر الزمانى « 2 » هنگام شهادت بيشتر از شصت و پنج سال نداشت ، بنابراين بايد ولادتش بسال 860 هجرى اتفاق افتاده باشد . وى كه با شاگردى نزد جلال دوانى مقام بلندى در علم و ادب حاصل كرده بود شاگردانى نيز تربيت كرد . از آن جمله يكى همين « نامى » بود كه ياد كرده‌ايم ، ديگر « حيرانى نيشابورى » كه از غزل‌سرايان قرن دهم بوده و او غير از حيرانى همدانى است كه بسال 903 درگذشته و در اقسام شعر دست داشته است « 3 » . پسر اميدى « خواجه محمد طاهر رازى » هم مانند پدر شعر مىسروده و برادرزاده اش « خواجه محمد شريف هجرى طهرانى » از غزل‌سرايان خوب قرن دهم هجرى بوده است . اين خواجه محمد شريف پدر اعتماد الدولهء جهانگيرى از اعيان دربار جهانگير در هند و جد نورجهان بيگم ملكهء معروف هندوستان بوده است « 4 » . از اميدى اشعار بسيار نمانده است . فخر الزمانى گويد « از اشعار آن افصح الفصحا زياده بر هفده قصيده و سه غزل و پانزده رباعى و ساقىنامه بر صحيفهء روزگار يادگار نمانده » « 5 » . بلى اشعار او اندك و ديوان او مختصرست ولى همين مايه شعر نشان
هامش
( 1 ) - دربارهء او رجوع شود به تحفهء سامى ص 126 ( 2 ) - تذكرهء ميخانه ص 147 ( 3 ) - دربارهء وى رجوع كنيد به تاريخ نظم و نثر در ايران ، ص 510 ( 4 ) - ايضا رجوع كنيد به تاريخ نظم و نثر در ايران ، ص 513 ( 5 ) - هفت اقليم ج 3 ص 43 و تذكرهء ميخانه ص 144 - 147 . مرحوم سعيد نفيسى ديوان او را به 1500 بيت برآورد كرده است ( تاريخ نظم و نثر در ايران ص 441 )