نادر العصر اميدى مظلوم * كه بناحق شهيد شد ناگاه
شب بخواب من آمد و فرمود * كاى ز سر درون من آگاه
بهر تاريخ قتل من بنويس * آه از خون ناحق من آه ( 925 )
و اين « افضل نامى » را هم نوربخشيه بىمزد نگذاشته مسموم ساختند تا در جوانى در گذشت « 1 » .
اميدى بتصريح فخر الزمانى « 2 » هنگام شهادت بيشتر از شصت و پنج سال نداشت ، بنابراين بايد ولادتش بسال 860 هجرى اتفاق افتاده باشد . وى كه با شاگردى نزد جلال دوانى مقام بلندى در علم و ادب حاصل كرده بود شاگردانى نيز تربيت كرد . از آن جمله يكى همين « نامى » بود كه ياد كردهايم ، ديگر « حيرانى نيشابورى » كه از غزلسرايان قرن دهم بوده و او غير از حيرانى همدانى است كه بسال 903 درگذشته و در اقسام شعر دست داشته است « 3 » .
پسر اميدى « خواجه محمد طاهر رازى » هم مانند پدر شعر مىسروده و برادرزاده اش « خواجه محمد شريف هجرى طهرانى » از غزلسرايان خوب قرن دهم هجرى بوده است .
اين خواجه محمد شريف پدر اعتماد الدولهء جهانگيرى از اعيان دربار جهانگير در هند و جد نورجهان بيگم ملكهء معروف هندوستان بوده است « 4 » .
از اميدى اشعار بسيار نمانده است . فخر الزمانى گويد « از اشعار آن افصح الفصحا زياده بر هفده قصيده و سه غزل و پانزده رباعى و ساقىنامه بر صحيفهء روزگار يادگار نمانده » « 5 » . بلى اشعار او اندك و ديوان او مختصرست ولى همين مايه شعر نشان
هامش
( 1 ) - دربارهء او رجوع شود به تحفهء سامى ص 126
( 2 ) - تذكرهء ميخانه ص 147
( 3 ) - دربارهء وى رجوع كنيد به تاريخ نظم و نثر در ايران ، ص 510
( 4 ) - ايضا رجوع كنيد به تاريخ نظم و نثر در ايران ، ص 513
( 5 ) - هفت اقليم ج 3 ص 43 و تذكرهء ميخانه ص 144 - 147 . مرحوم سعيد نفيسى ديوان او را به 1500 بيت برآورد كرده است ( تاريخ نظم و نثر در ايران ص 441 )