از آنم خوش آمد چو آن بنده كورا * رسد خط آزادى از نزد صاحب
ز مضمون آن تيز در ره فتادم * چنان كز هدى تيز گردد نجائب « 1 »
رفيقان من خوانده حيث اتجهتم * وير عاكم اللّه من كل جانب
در آن ره دمى با رفيقان محاكى * زمان دگر با ظريفان مطايب
برآوردمى سر ز خاك فيافى « 2 » * سراسيمه چون گرد باد سياسب « 3 »
بكوهى رسيدم كه در قلهء او * همى سبزهء چرخ خوردى ارانب
چه كوهى كه تيغش بدعوى همىزد * نمدهاى نمناك ميغ از جوانب
عنان سخت بستى يخ آنجا كه دروى * ز سر پنجهء شير ماندى مخالب
تگرگش چو طفلان افتان و خيزان * بلغزيدن روى يخ گشته لاعب
همين زاغ بودى در آن بوم و آن هم * فرورفته چون جوگيان مراقب
در آن برف چون ابره « 4 » در جسم كتان * فرو مىشدى دست و پاى مراكب
من خسته بى دست و پا مانده ، كآنجا * نه راجل « 5 » توانستمى شد نه راكب
درين تيرگى چشم در ره كه بينم * هدايت زنجم سعيد العواقب
سعادت قرين نجم مسعود كزوى * جهان باز رست از غبار غياهب
ملاذاعالى معاذ اهالى * مقر اكابر مفر صواحب . . .
* *
شد هوا باز چنان گرم كه در آب روان * سينه در ريگ نهادست ز گرمى سرطان
نيست در سايهء اشجار عيان پرتو مهر * آفتابست ز گرما شده در سايه نهان
از حرارت شده لب خشك چو صفراوى طبع * نهر مرطوب كه بود از دهنش آب روان
گرد باد از پى آن مىجهد از جا كه به راه * پاى مىسوزدش از بس كه زمين شد سوزان
هامش
( 1 ) - نجايب : جمع نجيب شتر تيز رفتار توانا .
( 2 ) - فيفاة : بيابان بىآب ، ج فيافى
( 3 ) - سيسب : بيابان ، ج سياسب
( 4 ) - ابره : سوزن .
( 5 ) - راجل : پياده .