لاله چو ساغر گرفت مجلس گل درگرفت * طنبك زر برگرفت نرگس كنگر « 1 » شعار
آتش مى لاله را گرنه جگر گرم كرد * از چه كشد آب سرد هر سحرى بر عذار « 2 »
بس كه بعيش و نشاط كفزده بر يكدگر * كرده ز باران بباغ آبله دست چنار
قطرهء شبنم دواند بر سر بينى از آنك * غنچهء زنبق ز كام داشت زباد بهار
بختى مست سحاب نعرهزنان شد چو رعد * رشتهء برق از سرش كرد چو بيرون مهار
ز آن بنمدهاى ميغ آب دهد برق تيغ * تا بكشد بيدريغ خصم شه كامكار
شاه سكندر نشان شاه بديع الزمان * خسرو صاحب قران سنجر والاتبار
* *
بدا النجم ليلا كخد الكواعب * فرو زنده از حلقههاى ذوائب
مقدم ز انجم صعود ثريا * چو اكليل بر چهرهء زهره ثاقب
شب عقد زهره است و در خطبهگويى * ز « و النجم » چند آيت آورده خاطب
فلك كرده پر زر طبقها زجاجى * براى نثار از نجوم ثواقب
زر انجم از سطح افلاك ريزان * چو از چهرهء بىزران دمع ساكب « 3 »
شد از چرخ پاى ثريا در آن بزم * پر از آبله چون كف دست كاسب
ز سمت مجره شهب گرم جسته * چو بر دست سيمين عروق ضوارب « 4 »
سر از حلقهء خود برون كرده كيوان * چو از گوشهء دير خود پير راهب
برآورده روشن جبين لعبتانرا * ز صندوقبازى سپهر ملاعب
شبى اينچنين من ز فقد مقاصد * چه فقد مقاصد ؟ ز فرط مصائب
بروشن ضميران علوى مشاور * بپاكيزه طبعان قدسى مخاطب
كه تا چند سرگشته گردم ز گردون * پريشان بود خاطرم چون كواكب
هامش
( 1 ) - كنگر بضم كاف و گاف و سكون نون : نوازندهء كوس و نقاره
( 2 ) - در اصل : برنهار .
( 3 ) - ساكب : فرو ريزنده .
( 4 ) - عروق ضوارب : رگهاى جهنده .