پسر شيبك خان بماوراء النهر رفت و در آن ديار بود تا در حملهء امير يار احمد اصفهانى ملقب به نجم ثانى امير الامرا و وزير اعظم شاه اسمعيل بسال 918 بر ماوراء النهر در كشتارهاى آن نواحى بقتل رسيد و با سرانجامى چنين نامطلوب از جهان رفت . . .
ديوان مولانا بنائى كه از آن نسخى در دستست « 1 » ، چنان كه پيش از اين گفتيم به دو دفتر برمىآيد ، دفترى كه با تخلص بنائيست حاوى قصائد و غزلها و مقطعات و رباعيات و دفترى كه با تخلص حالى ترتيب داده و در آن غزلهاى سعدى و حافظ را جواب گفته .
تقى الدين اين هر دو دفتر را ديده و دفتر نخستين را داراى شش هزار بيت و دفتر ديگر را با تخلص حالى متضمن سه هزار بيت دانسته است و بنابراين مجموع دو ديوان بنائى غير از منظومههاى باغ ارم يا بهرام و بهروز كه بنام سلطان يعقوب ساخته و مثنوى ديگرى هم كه بنام شيبك خان و در ذكر فتوحات او پرداخته ، به 9 هزار بيت برمىآيد .
بنائى را سخنشناسان بعد از وى اشعر شعراى خراسان مىدانستند . تقى الدين گفته است كه : « از شعراى خراسان بمتانت او سخن نگفتهاند » و او الحق از شاعران خوب و تواناى عهد تيموريست كه مانند استادان پيشين شاعرى را با كسب مقدمات علوم و فنون مختلف عهد خود آغاز كرده و توانايى فكرى را با توانايى قريحه و حدت ذهن و قوت طبع همراه نموده بود . يكدستى كلام و سعى در داشتن تعبيرات و تشبيهاتى كه مبتنى بر اطلاعات مختلف علمى و ادبى اوست ما را به ياد گويندگان معروف قرن ششم و هفتم مىاندازد و معلوم مىدارد كه بنائى بدون تتبع ديوانهاى گذشتگان و تصفح آثار استادان پيشين بشاعرى نپرداخت و در اين راه به صرف قريحه و استعداد اكتفا ننمود .
مطلب اساسى كه در اشعار بنائى قابل توجهست روانى آنها و قوت طبع گوينده در سخنورى و كوششى است كه او در پيروى از سنت قدما در شاعرى بخرج مىدهد و ما را از برخورد ملالآور و يك آهنگ با مقدارى از مضامين مكرر غزلى كه
هامش
( 1 ) - از آن جمله نسخهء خوبى در كتابخانهء ملى پاريس موجود است كه بسال 934 يعنى در حدود شانزده سال بعد از كشته شدن بنائى در شيراز كتابت شد شامل غزلها ، مقطعات ، رباعيات و مفردات .