تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
داده و آن را در « خطهء پارس » بتاريخ « كتاب مكتبى » ( 895 ) بپايان رسانيده « 1 » و بدعوى خود « قياس نو » بدان بخشيده است ، هرچند « نظامى » و « امير خسرو » كار را درين زمينه بكمال رسانيده بودند ، چنان كه همهء خمسه‌سازان ، جز آن دو شاعر استاد ، بمنزلهء شاگرد و بندهء اويند و او از تراشهء قلم آن دو بزرگ ديگى پخت و از گنج شايگان آن دو درى فراچنگ آورد و از نو برشته كشيد « 2 » . اين منظومه كه مثنوى متوسطى است چند بار به چاپ سنگى در هندوستان و ايران طبع شد و آخرين طبع مصحح آن با مقدمه و حواشى بسال 1343 بهمت آقاى اسمعيل اشرف ترتيب يافت . مكتبى غزلهايى هم داشت كه تذكره‌نويسان ابيات مشهورى از آنها را نقل
هامش
( 1 ) -چون مكتبى اين كتاب بگشود * تاريخ « كتاب مكتبى » بود ابيات كه در حساب پيوست * آمد دو هزار و يكصد و شصت اين گنج گهركه گشت پيدا * از « خطهء پارس » شد هويدا اين شعله كه بر فلك زد انگشت * آتشكده‌هاى پارس را كشت( ليلى و مجنون ص 157 ) . ( 2 ) - در پايان منظومهء « ليلى و مجنون » مكتبى ابياتى است دال بر معانى مذكور ، و اينك منتخبى از آنها ( ص 155 - 156 ) .صد شكر كه قصه يافت انجام * وين آينه خانه يافت اتمام العيش ، كه محنتم سرآمد * روزم ز شب سيه برآمد هر نقطه كه بر ورق نهادم * دريست كه بر طبق نهادم بكرى كه نمودم از حجابش * جز من نگشوده كس نقابش اين خانه كه نو قياس دارد * بر خشت ابد اساس دارد . . . هرچند كه خسرو و نظامى * دادند دو خانه را تمامى من كين نمط يگانه كردم * نقاشى اين دو خانه كردم نىنى كه در اين نمط كه دارم * نقاش نيم ، سفيدكارم هركس كه جز اين دو اوستادند * هندوى منند و خانه‌زادند اين دركه برشته كرده‌ام نو * از گنج نظامى است و خسرو پختم ز گدايى كرمشان * ديگى ز تراشهء قلمشان تا هركه بسفره‌ام كشد دست * داند كه چه چاشنى در او هست