داده و آن را در « خطهء پارس » بتاريخ « كتاب مكتبى » ( 895 ) بپايان رسانيده « 1 » و بدعوى خود « قياس نو » بدان بخشيده است ، هرچند « نظامى » و « امير خسرو » كار را درين زمينه بكمال رسانيده بودند ، چنان كه همهء خمسهسازان ، جز آن دو شاعر استاد ، بمنزلهء شاگرد و بندهء اويند و او از تراشهء قلم آن دو بزرگ ديگى پخت و از گنج شايگان آن دو درى فراچنگ آورد و از نو برشته كشيد « 2 » .
اين منظومه كه مثنوى متوسطى است چند بار به چاپ سنگى در هندوستان و ايران طبع شد و آخرين طبع مصحح آن با مقدمه و حواشى بسال 1343 بهمت آقاى اسمعيل اشرف ترتيب يافت .
مكتبى غزلهايى هم داشت كه تذكرهنويسان ابيات مشهورى از آنها را نقل
هامش
( 1 ) -چون مكتبى اين كتاب بگشود * تاريخ « كتاب مكتبى » بود
ابيات كه در حساب پيوست * آمد دو هزار و يكصد و شصت
اين گنج گهركه گشت پيدا * از « خطهء پارس » شد هويدا
اين شعله كه بر فلك زد انگشت * آتشكدههاى پارس را كشت( ليلى و مجنون ص 157 ) .
( 2 ) - در پايان منظومهء « ليلى و مجنون » مكتبى ابياتى است دال بر معانى مذكور ، و اينك منتخبى از آنها ( ص 155 - 156 ) .صد شكر كه قصه يافت انجام * وين آينه خانه يافت اتمام
العيش ، كه محنتم سرآمد * روزم ز شب سيه برآمد
هر نقطه كه بر ورق نهادم * دريست كه بر طبق نهادم
بكرى كه نمودم از حجابش * جز من نگشوده كس نقابش
اين خانه كه نو قياس دارد * بر خشت ابد اساس دارد . . .
هرچند كه خسرو و نظامى * دادند دو خانه را تمامى
من كين نمط يگانه كردم * نقاشى اين دو خانه كردم
نىنى كه در اين نمط كه دارم * نقاش نيم ، سفيدكارم
هركس كه جز اين دو اوستادند * هندوى منند و خانهزادند
اين دركه برشته كردهام نو * از گنج نظامى است و خسرو
پختم ز گدايى كرمشان * ديگى ز تراشهء قلمشان
تا هركه بسفرهام كشد دست * داند كه چه چاشنى در او هست