از نظامى گنجهيى مىشمارد « 1 » . اين دعوى خمسهسرايى را هم به كلى ناتمام نگذاشت و مثلا مسلم است كه منظومهيى بر وزن مخزن الاسرار داشت كه سام ميرزا دو بيت آن را نقل مىكند « 2 » و حكيم شاه محمد قزوينى هم در ترجمهء خود از مجالس النفائس به دو بيت ديگر از همين منظومه اشاره مينمايد « 3 » .
اما منظومهء ليلى و مجنون را ، مكتبى بعد از سفر هند كه درست نمىدانيم در چه تاريخى انجام گرفته بود ، سرود . فكر و موضوع داستانى اين منظومه را هم ، چنان كه پيش ازين گفتيم ، در يكى از بلاد ساحلى عربستان ضمن مصاحبت با مردم آنجا فراهم آورد ، يعنى روايتش دربارهء اين سرگذشت ، با دعاى او ، مبتنى است بر قول قصهگويان عرب كه حتى خبر از آرامگاه آن دو دلباخته داده و عجايبى دربارهء آن نقل كرده بودند . مكتبى اين داستان را كه گاه « عشقنامه » « 4 » و گاه « ليلى و مجنون » يا « ليلى مجنون » ناميده ، با همان وزن ليلى و مجنون نظامى ، و بر همان روش و با همان طرح ، در دو هزار و يكصد و شصت بيت ترتيب
هامش
( 1 ) -از گفتن خمسهام كه نامى است * مقصود ستايش نظامى است
آن خوش سخنى كه وقت تأويل * پيغمبر عقل راست جبريل
شيخى كه بسنت پيمبر * معراج رسول راست منبر
هر بكر معانيش چو مريم * دارد نفس مسيح در دم . . .
من كآن هنرى هماى ديدم * چون سايه ببال او پريدم( ليلى و مجنون مكتبى ص 20 )
( 2 ) -هر ورقى چهرهء آزادهييست * هر قدمى فرق ملكزادهييست
چشم بتانست كه گردون دون * بر سر چوب آورد از گل برون( تحفهء سامى ص 129 )
( 3 ) -بحر زمين آمد و كهسار موج * آه ازين قلزم بسيار موج
كين همه مردم كه بر او مىروند * عاقبة الامر فرو مىروند( مجالس النفائس ص 388 )
( 4 ) -اين قصه كه هست عشقنامه * بر روى ورق نهاده خامه( ليلى و مجنون مكتبى ص 13 )