تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
امان و رفاهيت باشند » « 1 » و از اين‌جا معلوم است كه مقصود پادشاه خطاى از اقدام بايجاد حسن رابطه با دولت نيرومند تيمورى ترويج تجارت چين با مغرب بود . اين‌بار هم شاهرخ ضمن بازگرداندن ايلچيان خطاى گروهى را برياست « شادى خواجه » نامزد رسالت مملكت خطاى فرمود . از مطالب قابل توجه آنكه پادشاه‌زادهء هنردوست و هنرپرور تيمورى ميرزا بايسنقر ، از اين مراودات سياسى بفكر استفادهء هنرى افتاد و همراه اين هيأت يكى از هنرمندان درگاه خود را بنام « غياث الدين نقاش » گسيل داشت « و بتأكيد تمام خواجه غياث الدين را گفته بود كه از آن روز كه از دار السلطنهء هرات بيرون رود تا به روزى كه بازآيد در هر شهر و ولايت آنچه بيند ، از چگونگى راه و صفت ولايت و عمارت و قواعد شهرها و عظمت پادشاهان و طريقهء ضبط و سياست ايشان و عجايب آن بلاد و ديار و اطوار ملوك نامدار ، روزبروز بطريق روزنامه ثبت نمايد » « 2 » . اين هيأت در يازدهم رمضان سال 825 هجرى بهرات بازآمد و خواجه غياث الدين مذكور سفرنامه‌يى همراه خود آورد كه كمال الدين عبد الرزاق خلاصه و نقاوهء آن را در تاريخ خود ذكر كرده است « 3 » ، و در همين سفرنامه باز علاقه و توجه پادشاه چين بامنيت راهها و تأمين تجارت فيما بين به چشم مىخورد . شاهرخ همچنانكه بتوسعهء روابط خود با چين علاقه داشت ، رابطه با مغولستان را نيز براى محافظت راه تجارت ، و آرامش متصرفات خود در آسياى مركزى سودمند مىشمرد ، و در اين راه سياست پدر خود تيمور را كه ايلچيان به مغولستان فرستاد « 4 » ، پيروى مىكرد و به همين سبب طرح مواصلت با خاندان سلطنتى مغولستان ريخت و دخترى « از خاندان سلطنت و دودمان خانيت » بنام « مهرنگار » براى پسر خود ميرزا محمد جوكى بهادر خواستگارى نمود « 5 » . اگرچه رابطهء تيموريان با حكومتهاى هند از حملهء تيمور به آن سرزمين آغاز شد ، ليكن
هامش
( 1 ) - مطلع السعدين ، ج 2 ، ص 218 ( 2 ) - ايضا ص 267 ( 3 ) - ايضا ص 267 - 288 ( 4 ) - ايضا ص 219 ( 5 ) - ايضا ص 218 - 220