آنها كه شش سفرنامه است بانگليسى ترجمه و طبع شده است « 1 » . بعد از همهء اين وقايع بسبب آنكه خطر عثمانيان براى اروپائيان روزافزون بود ، رفتوآمد سفرا و تجار اروپايى بايران و حفظ روابط با جانشينان اوزون حسن و با سلاطين صفوى ادامه داشت كه بجاى خود مذكور خواهد افتاد .
جانشين واقعى تيمور يعنى شاهرخ ، بعد از آرام كردن اوضاع كشور ، ضمن اشتغال برفع خرابيهايى كه از لشكركشيها و سختكشيهاى پدرش حاصل شده بود ، بانديشهء گسترش روابط خارجى نيز افتاد . از آن جمله است روابطى كه با سلاطين مملوك مصر داشت و مولانا كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى بتفصيل و در موارد متعدد دربارهء آن سخن گفته و در النجوم الزاهره فى اعيان مائة العاشره نيز در ضمن حوادث سنين مختلف بدين روابط و مكاتبات و مبادلهء ايلچيان اشارات مشروح ديده مىشود « 2 » .
در جانب مشرق پادشاهان تيمورى با بقاياى امپراطورى مغول در آسيا روابط طولانى داشتند . چنان كه ميدانيم تيمور از فرمان قضا و قدر رخصت فتح چين نيافت و برعكس رفتار او ميرزا خليل و شاهرخ بروابط دوستانهء دولت تيمورى با دربار پكينگ توجه كردند و به همين سبب ميانهء دو طرف چندين بار سفرايى مبادله شدند . از روى مدارك ايرانى تاريخ قديمترين ارتباطات شاهرخ با دربار چين بسال 811 هجرى ( 1408 ميلادى ) مىكشد و اتفاقا با اطلاعاتى كه از روى سالنامههاى چينى بدست مىآيد تاريخ مذكور به همين زمان يعنى 1408 و 1409 ميلادى مربوط مىگردد « 3 » . در سال 811 ه . هنگامى كه شاهرخ از رفع غائلهء شورش سيستان بهرات بازمىگشت ، ايلچيان
هامش
( 1 ) -Six narratives of Travel in Persia by Italians in the sixteenth and sev enteenth Centuriesرجوع كنيد به « از سعدى تا جامى » ( ترجمهء جلد سوم از تاريخ ادبى برون ) چاپ دوم ، ص 530 - 531
( 2 ) - رجوع كنيد به مطلع السعدين بتصحيح و طبع مرحوم پرفسور محمد شفيع ، اجزاء سهگانهء جلد دوم ، لاهور 1365 هجرى قمرى ، صحايف متعدد مختلف و از آن جمله صحايف 290 ، 644 ، 684 ، 687 ، 721 ، 834 - 837 ، 868 - 871 ، 1445 - 1461 ، 1462 ، 1466 ، 1467 ، 1468 ، 1471 ، 1491 و جز آنها .
( 3 ) -l , Empire Mongol , 2 eme phase , par lucien Bouvat , Paris 1927 , p . 84