تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
« خطا » يعنى حكومت شمالى چين مستقر در « پكينگ » ، براى بيان تسليت فرمانرواى خود بهرات آمدند و بعد از آنكه مشمول عواطف پادشاه گوركانى قرار گرفتند بكشور خود بازگشتند « 1 » و اين امر مقدمهء آن گرديد كه مجددا در سال 815 از جانب « داى منك خان » پادشاه « چين و ماچين و ساير آن ممالك » ايلچيان بدرگاه شاهرخ آيند و « فرمان همايون نفاذ يافت كه شهر و بازارها آيين بندند و هر صنعت در كمال هنر ظاهر كرده دكان خود را آرايند ، و امرا برسم استقبال بيرون رفته مقدم ايشان را بر خود مبارك داشتند ، و همه را بتعظيم تمام در شهر آوردند . . . حضرت خاقان « 2 » فرمان فرمود كه باغ زاغان را چون باغ جنان آراسته ، يساولان بهرام‌صولت ضرغام‌سطوت هركس را محل و مقام تعيين فرمودند . . . و عظماء و امراء ايلچيان را بشرف دستبوس رسانيده و تبركات گذرانيده سخنان ايشان عرضه داشتند . . . » « 3 » پادشاه چين مكتوبى نيز همراه نمايندگان خود بشاهرخ فرستاد كه ترجمهء آن در مطلع السعدين نقل شده است « 4 » . هنگامى كه سلطان گوركانى بسفيران خطاى اجازهء بازگشت مىداد ، يكى از رجال دستگاه خود را بنام « شيخ محمد بخشى » برسم رسالت با ايشان روانه كرد و دو نصيحت‌نامهء عربى و فارسى در هدايت و دعوت پادشاه خطاى بدين اسلام مصحوب او نمود « 5 » ، و بار ديگر كه در سال 820 هجرى سفراى داى منك خان با سيصد سوار و تحف و هداياى بسيار فرارسيدند ، شاهرخ « اردشير تواچى » را همراه آنان بچين بازفرستاد « 6 » و باز بار سوم در سال 822 اين رسالت از جانب خاقان چين با هدايا و مكتوبى متضمن بيان دوستى و خرسندى خاقان از روابط دوستانهء خود با شاهرخ تجديد گرديد ، و خاقان چين در مكتوب خويش اظهار اميدوارى كرده بود كه بازرگانان دو طرف پيوسته درآمد و شد باشند و اين مراوده « منقطع نباشد تا مردمان همه بدولت امن و
هامش
( 1 ) - مطلع السعدين ج 2 ص 75 - 76 ( 2 ) - يعنى شاهرخ ( 3 ) - مطلع السعدين ، ج 2 ص 129 ( 4 ) - ايضا ص 129 - 130 ( 5 ) - ايضا ص 131 - 134 ( 6 ) - ايضا ص 201 - 202