مشهور در قفسى آهنين انداخت و شهرهاى بروسه و ازمير را نيز مسخر و ويران نمود .
بدين ترتيب دولت تيمورى روابط خود را با دولت عثمانى از راه جنگ آغاز كرد ليكن حوادث بعد از تيمور فرصت ادامهء چنين سياستى را بجانشينان او نداد بخصوص كه با روبروشدن آنان با امراى گردنكش قراقويونلو و آققويونلو چارهيى جز ايجاد حسن روابط با سلاطين نيرومند عثمانى نبود و به همين سبب شاهرخ و اولادش با سلطان محمد اول ( 805 - 824 ه ) و سلطان مراد ثانى ( 824 - 855 ) و بايزيد ثانى ( 886 - 918 ) روابط مكتوب و مبادلهء تحف و هدايا داشتند و در همين ايام نيز رفتوآمد علما و ادباى ايران بدربار سلاطين عثمانى و يا مكاتبهء آنان با بعضى از مشاهير علما و ادباى ايران جارى بود چنان كه در جاى خود ديده خواهد شد .
روابط خارجى در عهد تيموريان
وحشتى كه فتوحات سلاطين عثمانى در اروپا پديد آورده بود ، بايجاد روابط نزديك آن قاره با تيمور و جانشينان او و همچنين دولتهاى تركمان آققويونلو و قراقويونلو منجر گرديد . اين روابط درست در همان اوقات كه تيمور سرگرم زدوخورد با بايزيد عثمانى و فتح آسياى صغير بود آغاز شد و ميان او و هانرى چهارم پادشاه انگلستان و هانرى سوم پادشاه كاستيل ( قسطيله ) نامههايى مبادله گرديد و هنگامى كه تيمور در جنگ انقره ( آنكارا ) بر سلطان بايزيد غلبه جست دو تن از نمايندگان پادشاه كاستيل در اردوى سلطان عثمانى حضور داشتند تيمور بآندو اجازهء بازگشت داده و سفيرى از جانب خود با تحف و هدايا همراه آنان نموده بود و در دنبال همين اقدام جوانمردانهء تيمور بود كه پادشاه اسپانيا هيأتى را برياست « كلاويو » « 1 » بدربار تيمور فرستاد و او بهمراهى سفيرى كه تيمور فرستاده بود ، تا به شهر سمرقند رفت و در آنجا به خدمت تيمور بار يافت و دربار باشكوه او را ديد و در بارهء آن و راجع به شهر سمرقند و شهرهاى سر راه خود در سفرنامهيى كه تدوين كرده اطلاعات سودمندى داد .
روابط اروپا با ايران ، در دوران بعد از تيمور ، بيشتر با تركمانان قراقويونلو
هامش
( 1 ) -Ruy Gonzalez di Clavijo