ولادت آصفى بسال 853 در هرات اتفاق افتاد « 1 » و او در همان شهر فنون ادب را بياموخت و مخصوصا در شعر پارسى از محضر استاد بزرگ خود نور الدين عبد الرحمن جامى بهره ها اندوخت تا بجايى كه محل عنايت و اعتقاد جامى در سخنورى گشت و هم در هرات در ظل عنايت سلطان حسين بايقرا و در خدمت امير عليشير نوايى و سلطان بديع الزمان ميرزا ( م 923 ) بسر مىبرد و بدين شاهزاده از همه بيشتر اختصاص و با وى الفت داشت و زادگاه خود را حتى بعد از غلبهء عبيد اللّه خان ازبك بر آن شهر و در گيرودار انقلاباتى كه بعد از 912 در آن ديار رخ داده بود رها نكرد تا بسال 923 در هفتاد سالگى بدرود حيات گفت و در گازرگاه هرات مدفون شد . وفاتش را بسالهاى مختلف از 920 تا 928 نوشتهاند ليكن از ماده تاريخهايى كه دربارهء اين واقعه داريم ، سال 923 بدست ميآيد « 2 » مانند اين يكى كه به خود او نسبت مىدهند كه يك روز پيش از وفات خود سرود :
سالى كه رخ آصفى بهفتاد نهاد * هفتاد تمام كرد و از پاى فتاد
شد در هفتاد و ، مصرع تاريخست : * « پيمود ره بقابگام هفتاد » 923
از آصفى ديوان غزلهاى او در دستست ، غزلهايى همگى منتخب و يكدست و زيبا ، و علاوه بر اين سام ميرزا به دو مثنويى « به طرز مخزن اسرار » نسبت مىدهد كه گفته است « شهرتى پيدا نكرد » « 3 » . از اختصاصات غزلهاى او آراستگى آنها با لفاظ منتخب و نيز توجه خاص شاعر است بايراد مضامين و نكتههاى باريك متعدد در آنها به نحوى كه بايد سبك او را در سخن قدمى قاطع در ظهور سبك مشهور به « هندى » دانست و عجب آنست كه همهء اختصاصات سبك مذكور با آنكه هنوز دورهء رواج قطعى آن نبود ، در اشعار وى لفظا و معنا ديده مىشود و البته نبايد منكر مهارت و توانايى وى در ايراد آن همه مضامين دقيق و بازيهاى دلانگيزى شد كه او با الفاظ مىكند و مسلما بسبب داشتن همين شيوهء خاص است كه معاصرانش او را بداشتن « سخنان خيالپرور و ايهامانديش » « 4 »
هامش
( 1 ) - زيرا در هفتاد سالگى بسال 923 درگذشت و حاصل تفريق اين دو عدد 853 است .
( 2 ) - مثلا رجوع شود به ماده تاريخى كه در بهارستان سخن ص 385 از سلطان ابراهيم امينى نقل شده است .
( 3 ) - تحفهء سامى ص 97 .
( 4 ) - تذكرهء دولتشاه ص 584 .