تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
وسيعى براى بيان مهارتهاى علمى وى گرديده است . بالاتر از همهء اينها جامى در بيان مطالب خود به همان سهولت از عهده برمىآيد كه شعراى مقتدر پارسىگوى مانند خاقانى و نظامى ، و در اين مورد براستى مرهون طبع تواناى خود است ولى از طرفى ديگر كثرت توغل او در علوم ظاهرى و معارف معنوى از صفاى سخن او تا حدى كاسته و آن را در مراتبى پايين‌تر از اشعار دل‌انگيز سعدى و خسرو و حافظ قرار داده است . اشتغال جامى بشعر امرى بود كه تقريبا در سراسر حيات فكرى او ادامه داشت . وى در مقدمهء ديوان قصائد و غزليات خود اذغان كرده است كه چون استعداد شعر فطرى او بود هيچگاه نتوانست خود را از شاعرى بر كنار دارد و از ابتداى شباب تا دوران پيرى « هرگز از آن به كلى خالى » نبود و « از كلفت انديشهء آن بيكبارگى نياسود » و در همهء احوال چه در دوران نورسيدگى و چه در حال تحصيل يا در سفر و در حضر يا در مراحل سلوك ، يا در جمعيت و تنهايى هميشه و همه‌جا سرگرم تفكرات شاعرانهء خود بود و همين پيوستگى دائم بشعر خود دليل كافى براى كثرت اشعار و آثار او مىتواند بود . مطلب مهم ديگرى كه در شعر جامى قابل توجهست منتخب بودن الفاظ و استحكام عبارات آنهاست . وى كه كاتبى را به « شتر گربه‌گويى » متهم مىكرد واقعا خود را از چنين صفتى بر كنار مىداشت . در سخنش افراط و تفريطهاى معاصران او ديده نمىشود بلكه او مىكوشيد تا با كلام پخته و استوار خود پاى برجاى پاى استادان مسلم پيشين بنهد و در اين راه نيز همواره موفق و كامياب بود . قصيدهء « لجة الاسرار » او كه در جواب « بحر الابرار » امير خسرو دهلوى ساخته از قصايد مشهورست كه اينك ابياتى از آن نقل مىشود :
چيست زرّ ناب رنگين گشته خاكى ز آفتاب * هركه كرد افسر ز زر ناب خاكش برسراست گر ندارد سيم و زر دانا منه نامش گدا * در برش دل بحر دانش ، او شه بحر و بر است كيسه خالى باش بهر رفعت يوم الحساب * صفر چون خاليست ز ارقام عدد بالاترست زن نه‌اى ، مردى كن و دست كرم بگشا كه زر * مرد را بهر كرم زن را براى زيور است
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 361 | ذبيح الله صفا