در آن بحث نموده و بمناسبت حكايات و تمثيلاتى آورده است .
اورنگ پنجم ) يوسف و زليخا ببحر هزج مسدس مقصور يا محذوف در ذكر داستان يوسف و زليخا چنان كه مشهور است . جامى اين منظومهء عالى داستانى و عشقى را براى نظيرهسازى بر خسرو و شيرين نظامى آفريده است .
اورنگ ششم ) ليلى و مجنون بيكى از اوزان بحر هزج يعنى بر وزن و بپيروى ليلى و و مجنون نظامى ( مفعول مفاعلن فعولن ) .
اورنگ هفتم ) خردنامهء اسكندرى ببحر متقارب ، در ذكر حكم و مواعظ از زبان فيلسوفان يونان كه هريك را بعنوان خردنامه ناميده است مثلا خردنامهء ارسطا طاليس و خردنامهء سقراط و جز آنها .
جامى در شعر مرتبهيى بلند دارد چنان كه او را به حق آخرين استاد بزرگ شعر فارسى بايد شمرد كه بعد از بزرگترين استادان پارسىگوى قرن هفتم و هشتم در ايران ظهور كرده و در مقامى قريب به آنان قرار گرفته است . نخستين دليل مهارت و استادى او در سخن ، بعد از استعداد خداداد و قريحهء مادرزاد كه شرط اصلى در نبوغهاى فكرى و ذوقى و هنرى است ، احاطهء او بر همهء علوم و اطلاعات عهد وى از علوم شرعيه و ادبيه و عقليه و كثرت تبحرش در عرفان و وسعت مطالعات او و دسترس داشتن بكتب و آثار اصلى و اساسى ادب است چنان كه از مطالعهء مختصرى در كيفيت تحصيلات و نوع علومى كه آموخته و مدارجى كه در تصوف و عرفان پيموده بود ، معلوم مىشود ، و همچنين از توجه بكتب و آثار وى كه نشان دهندهء وفور دانش اوست آشكار مىگردد . جامى زبان عربى را خوب مىدانست و چنان كه از اشعارش برمىآيد با آثار برگزيدهء فصحاى عرب آشنايى وافى داشت .
وقتى در اشعار جامى دقيق شويم ملاحظه مىكنيم كه او برسم استادان پيش از خود از همهء اطلاعات خويش در شاعرى استفاده مىكرد و آنها را بصورتهاى متنوع در اشعار خود مىگنجاند و به همين سبب اشعارش ، خاصه مثنويهاى او ، و از آن ميان مثنويهاى عرفانى و حكمى ، به وضع بارز و آشكارى تحت تأثير اطلاعات او قرار گرفته و ميدان
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 360
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٣٦٠