ديوان اول و تأليف بعضى از رسائل تصوف پرداخت و باقى مؤلفات و منظومات خود را در زمان سلطان حسين بهادر خان ( 875 - 911 ) ه ) يعنى در مهمترين دوران زندگى ادبى و علمى خود فراهم آورد . همهء اين سلاطين و وزرا و امراى دربارهاى آنان و نيز شاهزادگان خاندان تيمورى مولانا « نورا » را بديدهء احترام مىنگريستند و بزرگ مىداشتند .
همين عنوان « نورا » كه امير عليشير در مجالس النفائس آورده دليل پذيرفتگى نور الدين عبد الرحمن در قلوب خاص و عام از معاصرانش است . خود اين امير كبير نظام الدين عليشير ، امير متنفذ دوران تيمورى و دوست بسيار نزديك سلطانحسين بايقرا از مريدان و ارادتمندان مولانا « نورا » بود . خواندمير مىنويسد « ميان جناب مولوى ( يعنى مولانا جامى ) و امير نظام الدين عليشير قاعدهء مودت و ارادت ارتباط و استحكام مالا كلام داشت لاجرم آن جناب در اكثر تصانيف منظوم و منثور خويش مدح و ثناى آن امير نيكوكيش را بر لوح بيان نگاشت و مصنفات مقرب حضرت سلطانى « 1 » نيز بتعريف و توصيف آن حاوى كمالات انسانى اشتمال دارد » « 2 » تشييع جنازهء باشكوهى كه از جامى شد و آن را در نقل عبارت عبد الغفور لارى ديدهايم ، و خواندمير نيز نظير همان قول را آورده ، خود دليلى است بر حرمت مالا كلام جامى در ميان معاصران خويش .
از سلاطين دوردست ، جامى با جهانشاه قراقويونلو ( 839 - 872 ه ) و امير حسن بيگ ( اوزون حسن ) ( 872 - 883 ه ) آققويونلو و يعقوب بيگ آققويونلو ( 882 - 896 ه ) و سلطان محمد فاتح عثمانى ( 855 - 886 ه ) و سلطان بايزيد خان ( 886 - 918 ه ) روابط بسيار خوب و مكاتبه داشته و بعضى از آثار منثور و منظوم خود را بنام آنان درآورده و قصائدى در مدح ايشان پرداخته است . شهرت جامى را در هند مىتوان از مكتوبهاى خواجه محمود گاوان كه به دو نگاشته است بنيكى دريافت « 3 » .
آثار جامى از نظم و نثر بسيار است . دربارهء آثار منثور او بجاى خود سخن خواهيم
هامش
( 1 ) - اين عنوان بسيار براى امير عليشير كه نزديكترين كسان به سلطانحسين بود به كار برده شده است .
( 2 ) - حبيب السير ج 4 ص 338 .
( 3 ) - رياض الانشاء ، حيدرآباد 1948 ، موارد مختلف