تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
و عبد الغفور لارى در تكملهء نفحات الانس و امير عليشير نوايى در « خمسة المتحيرين » در اين باب آورده‌اند دليل بر همين اعتقاد است ، و مسلما يكى از علل نفوذ كم‌نظير جامى در عهد خود ، با همه استغناء طبعى كه داشت ، شيوع همين اعتقاد در ميان شاهان و شاهزادگان و رجال و بزرگان و مردان عادى عهد او بود . انتساب بسلسلهء نقشبنديه دليلى است بر تسنن جامى . او سى حنفى و در مذهب خود پايدار و بدان وفادار بود . نظر او را دربارهء رفض مىتوان بوضوح در منظومهء سلسلة الذهب ديد « 1 » . وى بعد از آنكه شرحى در مدح اهل بيت و اظهار اخلاص بدانان آورد پرداخت به بحث دربارهء رفض ( تشيع باصطلاح اهل سنت ) و آن را در صورتى كه مقصود از آن حب « آل محمد » باشد درست و كيش همگان دانست ، و اگر مقصود از آن « بعضى اصحاب رسول » باشد مذموم شمرد ، و آنگاه بحث خود را بدينجا كشانيد كه چون مذهب « رفض » خواه و ناخواه بچنين بغضى مىكشد ناپسنديده است تا بدانجا كه به اين بيت مىرسد و مىگويد :
هر كرا رفض خلق شد خلق است * نه خلق بلكه ننگ ما خلق است
و سخن را در اين راه بدرازا مىكشاند و سخت بر شيعيان عهد خود كه كارشان سب شيخين بود ، و بر گروهى كه به بهانهء انتساب باهل البيت هرگونه دغلى را جايز مىدانسته و يا آن را وسيلهء رياست مىكرده‌اند ، مىتازد و سخن را بتطويل و تفصيل مىكشاند . علت پيش كشيدن اين بحث ، همچنانكه در فصول مقدماتى اين كتاب ديده‌ايم ، وجود تعصبات شديد مذهبى و اختلاف سخت شيعه و اهل سنت و فى الواقع جريان يك جنگ نهانى ميان آن دو فرقه بود كه چنان كه مىدانيم با ظهور شاه اسمعيل بفتح تشيع و شكست نهايى تسنن در ايران انجاميد ، و طبعا جامى كه در تسنن پايدار و تا حدى هم متعصب بود ، در اين گونه كشاكشها وارد مىشد ، چنان كه شد و در اين راه شهرت يافت و اينكه بعضى كوشيده‌اند تا تكريم و تعظيم خاندان رسالت و وجود منقبت را نسبت بعلى عليه السلام و اخلاف او در آثار جامى دليل تمايل او بتشيع بگيرند
هامش
( 1 ) - هفت اورنگ ، تهران ، ص 145 ببعد