محمد جاجرمى كه از افاضل مباحثان زمان خود بود و سلسلهء تعليمش بمولانا سعد الدين تفتازانى مىرسيد ، درآمد و ازو نيز كسب فيض نمود .
بعد از طى اين مراحل ، جامى از هرات بسمرقند كه در آن هنگام ببركت وجود الغ بيك ميرزا از مراكز بزرگ علمى بود ، شتافت و آنجا خدمت قاضىزادهء رومى را دريافت و آن استاد چنان شيفتهء اين شاگرد بود كه مىگفت : « تا بناى سمرقند است هرگز بجودت طبع و قوت تصرف اين جوان جامى كسى از آب آمويه گذر نكرد ! » .
در تمام اين مراحل حدت ذهن و استعداد كمنظير جامى و قوت بحث و مناظره و تصرف و اظهار نظر او موجب اعجاب همگان شده بود . ميگويند كه او وقت بسيار در آموختن صرف نمىكرد و چون بدرس مىرفت جزوهيى از همشاگردى مىگرفت ، نظرى مىكرد و پس مىداد و چون در درس حاضر مىشد مطالب آن روز را از همه بهتر مىدانست و اين حافظهء نيرومند و هوش فعال و سرعت انتقال را تا پايان عمر حفظ كرد . صفى الدين على واعظ در شرح سودمندى كه راجع بتحصيلات جامى در رشحات عين الحيات نوشته از حالات نفسانى استاد چند حكايت اعجابانگيز نقل كرده از آن جمله آنكه ملا على قوشجى رياضى و هيوى مشهور روزى در هرات « بهيأت و رسم تركان چمتاى عجيب بر ميان بسته بمجلس شريف ايشان درآمده است و بتقريب شبههيى چند بغايت مشكل از دقايق فن هيئت القاء نمود . ايشان بديهة هر يكى را جوابى شافى گفتهاند چنانچه « 1 » مولانا على ساكت شده و حيران مانده و ايشان بر سبيل مطايبه فرمودهاند : مولانا ، در چمتاى شما بهتر ازين چيزى نبود ! » « 2 »
در دو مركز علمى هرات و سمرقند جامى بسرعت علوم متداولهء عصر خود يعنى علوم لسانى و بلاغى و منطق و حكمت و كلام و فقه و اصول و حديث و قراءة و تفسير قرآن و رياضيات و هيئت را فراگرفت تا آنجا كه در همهء اين فنون صاحبنظر شد و سپس شوق سير و سلوك در دل او راه جست ، از سمرقند بخراسان بازگشت و در هرات به خدمت سعد الدين
هامش
( 1 ) - « چنانچه » تركيب ناروايى است كه از قرن نهم ببعد بجاى « چنان كه » به كار رفته است .
( 2 ) - نقل از رسالهء جامى ص 63 .