به نظر بسى از پژوهندگان خاتم شعراى بزرگ پارسىگويست . تخلص او در شعر جامى است و او خود گفته است كه اين تخلص را به دو سبب برگزيده است : نخست از آنروى كه مولد او جام بود و ديگر آنكه رشحات قلمش از جرعهء جام شيخ الاسلام احمد جام معروف به ژنده پيل سرچشمه مىگرفت « 1 » . مريد و شاگرد نزديك او عبد الغفور لارى « 2 » نوشته است كه لقب اصليش « عماد الدين » بود و لقب مشهور نور الدين . اما خاندانش اصلا از اهالى محلهء دشت اصفهان بود و از آنجا بولايت جام در خراسان هجرت كرد و در خرجرد جام سكونت گزيد و عبد الرحمن در همين قصبه بسال 817 هجرى ولادت يافت . وى قصيدهيى لاميه دارد كه باستقبال از قصيدهء لاميهء معروف كسائى « 3 » و به همان مضمون در شرح حال خود بسال 893 يعنى پنج سال پيش از وفات خود سرود « 4 » و قسمتى از حوادث
هامش
- * حاشيهء رضى الدين عبد الغفور لارى بر نفحات الانس جامى .
* حبيب السير ، تهران خيام ، ج 4 ص 337 - 338 .
* مرآت الخيال ، بمبئى ص 73 - 74 .
* مجالس العشاق ، چاپ هند ص 177 - 181 .
* هفت اقليم ، تهران ، ج 2 ص 181 - 186 .
* ريحانة الادب ، ج 1 ص 247 - 251 .
* رشحات عين الحيات ، هند ، ص 133 - 163 .
كشف الظنون ، استنبول ، بندهاى 256 ، 361 ، 975 و جز آن .
* از سعدى تا جامى ( ترجمهء ج 3 تاريخ ادبيات برون ) چاپ دوم ص 745 - 792
* تاريخ نظم و نثر در ايران ، ص 285 - 289 .
و بسى مآخذ ديگر .
( 1 ) -مولدم جام و رشحهء قلمم * جرعهء جام شيخ الاسلامى است
لاجرم در جريدهء اشعار * به دو معنى تخلصم جامى است( 2 ) - در ذيل حاشيهيى كه بر نفحات الانس جامى تأليف كرده و شرحى جامع و مفيد دربارهء احوال استاد خود بر آن افزوده است .
( 3 ) - مقصود قصيدهيى از آن استاد است كه دربارهء زندگى خود سروده بدين مطلعبسيصد و نود و يك رسيد نوبت سال * چهارشنبه و سه روز باقى از شوال . . . الخرجوع كنيد بشرح احوال كسائى در مجلد اول از همين كتاب
( 4 ) - چنان كه گويد :به هشتصد و نود و سه كشيدهام امروز * زمام عمر درين تنگناى حس و خيال