زهى ز ابرو و نوك مژگان كمان و تيرت شده ميسر * خهى ز خط و عذار و بالا نموده مشك و گل و صنوبر
نسخهء خوشخط و كمغلطى از ديوان قبولى ، يعنى نخستين ديوانى كه او در سى و نه سالگى در ذكر مدايح سلطان محمد فاتح و بنام او ترتيب داد در سال 1948 ميلادى با مقدمهء تركى آقاى استاد ارتايلان در استانبول بطبع رسيد . اين ديوان نزديك شش هزار و پانصد بيت دارد و مشتمل است بر قصائد و مقطعات و غزلها به فارسى و چند قصيده و غزل بتركى و كتابت آن بسال 880 هجرى يعنى همان سالى كه قبولى هم به آن دربارهء اتمام ديوان خود اشاره كرده است ، در قسطنطنيه انجام شد و بنابراين متضمن اشعاريست كه قبولى از اوايل دوران جوانى تا سى و نه سالگى سرود و مسلم است كه بعد از اين تاريخ نيز اشعارى و ديوانى داشت كه خبرى از آن ندارم .
قبولى قصيدهسراى تواناييست كه با كمى سن و قلت تجربه قصائد مشكل استادان پيش از خود مانند خاقانى و ظهير و كمال و خواجو و عصمت بخارايى و بيش از همه سلمان را به آسانى جواب مىگفت . قصائد او معمولا طولانى است و غالبا با چند بار تجديد مطلع سروده شده است و جز معدودى از آنها باقى در مدح سلطان محمد فاتح و پسرش بايزيد و رجال بزرگ دربار عثمانى است . در مدح مقتدر و مبدع معانى گوناگونست ، وصف جنگها و سلاحهاى جنگى و ميدانهاى قتال در قصائد او مكرر ديده مىشود . تغزلها و نسيبها و تشبيبهاى قصائد او هم قابل توجه است . علاقهء خاص او بالتزام رديفهاى گوناگون اسمى و فعلى هم مطلب قابل توجهى در قصائد اوست و ازينروى رديفهاى متنوعى را در ديوان او مىيابيم مثل : نوروز ، شكوفه ، لشكر ، شكست ، آفتاب ، لعل ، گوهر ، سنجق ، فلك ، آسمان ، تقويم ، فتح ، تيغ ، نرگس ، برف ، گل ، و مانند آنها ، و او حتى در غزلهاى خويش هم از اين قبيل رديفها دست نمىكشيد . با همه قوت ذهن و جودت طبع ، شايد به علت جوانى و كمتجربگى ، در ديوان او ببعضى غلطهاى لفظى مىتوان باز خورد ولى شمارهء آنها زياد نيست . از اشعار اوست
دلى كه شيفتهء نقش خانهء صورست * ز سر معنى اين كارگاه بىخبرست
پيالهيى كه دهد دور چرخ خون دلست * نوالهيى كه دهد خوان آسمان جگرست
ز نوشونيش جهان خوشدل و غمين منشين * كه اين چو مرهم ريش است و آن چو نيشترست