دريغا آذرى شيخ زمانه * كه مصباح حياتش گشت بىضو
چراغ دل ز مصباح حياتش * بانواع حقايق داشت پرتو
چو او تالى خسرو بود در شعر * از آن تاريخ موتش گشت « خسرو » « 1 »
از آذرى بنظم و نثر آثارى مانده است . ديوان او كه بنابر قول غياث الدين خواند مير در ميان ابناء روزگار شهرت داشت باقيست و مشتمل است بر قصيده و غزل و ترجيع و تركيب و قطعه و رباعى و مجموع آنها از پنج هزار بيت در نمىگذرد .
اثر منظوم ديگرش « بهمننامه » است در شرح سلطنت سلاطين بهمنى دكن . اين سلسله از سلاطين هند از سال 784 با قيام « علاء الدين حسن گانگو » ملقب به ظفر خان بر سلاطين تغلقيهء هند تشكيل شد و تا سال 933 حكومت داشت و آذرى همچنانكه گفتيم از ميان پادشاهان اين سلسله با سلطان احمد شاه اول كه از 825 تا 838 حكومت داشته معاصر و چندى ملازم او بود و ظاهرا در حدود 836 يعنى سى سال پيش از وفات خود آن درگاه را ترك گفت و بخراسان بازگشت . آذرى به حكم همين سلطان بهمننامه را در ذكر تاريخ سلاطين بهمنى از آغاز تا عهد احمد شاه بنظم درآورد و هنگامى كه رخصت بازگشت بخراسان مىيافت « در حضور شاه عهد كرده بود كه مادام الحيات در گفتن بهمن نامه خود را معاف ندارد ، هرآينه در خراسان تا در قيد حيات بود برخى از اوقات شريف را به گفتن بهمننامه صرف نمود و بعد هر سال آنچه گفته مىشد آن را بدار الخلافهء دكن مىفرستاد . القصه بهمننامهء دكنى تا داستان سلطان همايون شاه بهمنى « 2 » از شيخ آذرى است و بعده ملا نظيرى « 3 » و ملا سامعى « 4 » و ديگر شعرا تا انقراض دولت بهمنيه هركدام كه توفيق يافتهاند داستان و حكايات شاهان ديگر را لاحق نموده در سلك نظم كشيده از ملحقات بهمننامهء شيخ آذرى گردانيدهاند بلكه بعضى بىانصافان بعضى از ابيات خطبه را تغيير داده تمام
هامش
( 1 ) - تذكرة الشعرا ص 455 .
( 2 ) - مقصود علاء الدين همايون شاه است كه از 862 تا 865 سلطنت داشت .
( 3 ) - اين نظيرى غير از نظيرى نيشابورى و شاعريست از پرورشيافتگان خواجه عماد الدين محمود گاوان ( م 886 ه ) و در دربار سلاطين بهمنى بتشويق آن وزير فاضل سمت ملك الشعرائى يافته بود .
( 4 ) - ملا سامعى مداح و مريد و تربيتيافتهء خواجهء جهان عماد الدين محمود گاوان بود .