رياض خاطر او وزيد و آفتاب جهان تاب فقر بر روزن كلبهء احزان او پرتوى انداخت . . .
قدم در كوى فقر نهاد و اسم و رسم و سود و زيان بباد فنا برداد و بصحبت شريف شيخ الشيوخ قدوة العارفين شيخ محيى الدين الطوسى الغزالى « 1 » قدس سره العزيز رسيد و شيخ محيى الدين در محروسهء حلب از دنيا رحلت نمود و بعد از آن شيخ آذرى رجوع به سيد نعمة الله « 2 » قدس سره نمود و مدتى در خدمت سيد بسلوك مشغول بود و از آن حضرت اجازت و خرقه تبرك دارد و بعد از رياضت و مجاهدت و سلوك بسياحت مشغول گشت ، و بسى اولياء اللّه را دريافت و خدمت كرد و دو نوبت پياده حج اسلام گزارد و مدت يكسال در بيت اللّه الحرام مجاور شد و كتاب سعى الصفا در حرم بنوشت كه آن كتاب مشتمل است بر كيفيت مناسك حج و تاريخ كعبهء معظمه شرفها اللّه تعالى ، و بعد از آن بديار هند افتاد و چندگاه در آن ديار بسر برد » « 3 »
دربارهء انتباه آذرى و پيوستن او بحلقهء صوفيان ، نوشتهاند كه اين حالت « در سن كهولت » « 4 » بوى دست داد ، پس اين شريفزاده در اين مورد بىشباهت به شيخ علاء الدوله شريفزادهء سمنانى نيست ، و تا اين دوران از سالهاى عمر را در خدمت ميرزا شاهرخ و رجال و شاهزادگان تيمورى گذاشت و داستان ملاقات او با الغ بيك ميرزا در مشهد و مذاكره دربارهء وجه اشتهارش به « آذرى » قاعدة بايست در همين اوان رخ داده باشد « 5 »
همچنانكه در پايان سخن منقول از دولتشاه ديدهايم ، آذرى بعد از طى مراحل سلوك و پس از دومين زيارت كعبه و اقامت در مكه و در بازگشت از آن ديار بهندوستان رفت . در همين سفر هند بود كه شيخ خدمت سلطان احمد شاه بهمنى ( سلطنت از 825 تا 838 هجرى ) از سلاطين بهمنى دكن و گلبركه را كه از دوستدران مشايخ و شيفتهء آشفتگان راه حق بود ، درك كرد و در شمار ملازمان او درآمد و عنوان ملك الشعرائى
هامش
( 1 ) - وى از اكابر مشايخ قرن هشتم و نهم است . وفاتش بسال 830 اتفاق افتاد .
( 2 ) - دربارهء او رجوع شود به همين جلد
( 3 ) - تذكرهء دولتشاه ص 448 - 449 .
( 4 ) - تاريخ فرشته ج 1 ص 629 .
( 5 ) - ايضا همان صفحه .