آنان كه لقب او را « نور الدين » « 1 » و « جمال الدين » « 2 » آوردهاند باطل مىشود زيرا همه از دولتشاه متأخرتر و در صحت قول ازو فروترند . تركيب « على ملك » يعنى نام پدر شاعر كه درست به نظر مىرسد ، در نقل حاجى خليفه و اسمعيل پاشا هر دو به « على مالك » و در بعضى از مآخذ به « عبد الملك » تغيير يافته و نام خود او هم گاه « على حمزه » « 3 » نوشته شده .
پدرش على ملك از اعيان ناحيهء اسفراين و از رجال سربداران بيهق بوده و نسب او بمعين صاحب الدعوة احمد بن محمد زمجى هاشمى مروزى منتهى مىشد . علت اشتهارش بطوسى اقامت چندگاههاش در آن شهر و سبب شهرتش باسفراينى ولادتش بسال 784 « 4 » در آن ناحيه بود ، و بنابر قول خود او كه در پاسخ الغ بيك ميرزا گفته ، چون در ماه آذرزاده شده بود ، خود را « آذرى » ناميد « 5 » .
وى از عنفوان شباب شاعرى آغاز كرد و در اين راه شهرتى بدست آورد و ميرزا شاهرخ را در قصيدهيى بمطلع ذيل :
چيست آن آبى كه تخم فتنه برمىافگند * خسرو گردون ز سهم او سپر مىافگند
ستود « و در اين قصيده داد سخنورى داده ، و خواجه عبد القادر عودى « 6 » بمعارضهء شيخ برخاست و شيخ را در چند قصيدهء خواجه سلمان امتحان كردند ، معارض شده جواب بر وجهى گفت كه پسنديدهء اكابر بود ، و پادشاه اسلام بتعريف و تعظيم شيخ مشغول شد و او را وعدهء حكم ملك الشعرائى فرمود ، در اثناى آن حال نسيم فقر و عالم تحقيق بر
هامش
( 1 ) - مانند قاضى نور اللّه شوشترى در مجالس المؤمنين ص 296 ، و هدايت در مجمع الفصحاء ج 2 ص 6 و رياض العارفين ص 61 ، و محمد قدرت اللّه گوپاموى در نتايج الافكار ص 30 ، و بهارستان سخن ص 367 و غيره .
( 2 ) - تاريخ نظم و نثر در ايران ص 293 .
( 3 ) - تاريخ نظم و نثر در ايران ص 293 و آغاز منتخب جواهر الاسرار ، در اينجا نام و نسب آذرى « على حمزة بن على ملك بن حسن طوسى » است
( 4 ) - عمر آذرى در مآخذ هشتاد سال نوشته شده و چون وفاتش را همه در سال 866 نوشته اند پس ولادتش بسال 784 است .
( 5 ) - تاريخ فرشته ج 1 ص 629
( 6 ) - از رجال عهد شاهرخ تيمورى