تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠

12 - امير شاهى « 1 »

امير آق ملك بن جمال الدين فيروز كوهى سبزوارى متخلص به « شاهى » از غزل سرايان معروف قرن نهم هجرى است . نياكانش از امراى سربدارى و بر مذهب تشيع و او خود خواهرزادهء خواجه على مؤيد سربدارى ( 766 - 788 ه ) است كه در علاقه بتشيع و سعى در ترويج مناقب ائمه و اقامهء مراسم اين مذهب و نيز در ترويج علم و ادب مشهور بوده و هفت سال از آخر عمر را با حفظ مرتبهء امارت در ركاب امير تيمور گذراند . علت اشتهار شاعر به « امير » انتساب به همين خاندان است و انتخاب تخلص « شاهى » هم بايد به همين دليل باشد چنان كه غياث الدين خواند مير هم همين نكته را ياد كرده و گفته است : « چون نسبش بسربداران سبزوار مىپيوست و مذهب شيعه داشت شاهى تخلص مىنمود » « 2 » و نيز دولتشاه « 3 » و خواند مير بمنافسه‌يى ميان بايسنقر ميرزا پسر شاهرخ كه گويا بمناسبت نام پدرش در شعر « شاهى » تخلص مىكرد ، و امير شاهى بر سر اين تخلص
هامش
( 1 ) - دربارهء او رجوع شود به : * تذكرة الشعراء دولتشاه ص 480 ببعد * مجالس النفائس ص 23 ( لطائف‌نامه ) و 197 * حبيب السير ، تهران خيام ، ج 4 ص 18 - 19 * مجالس المؤمنين ص 503 - 505 * مرآت الخيال ص 69 * آتشكدهء آذر بتصحيح آقاى سادات ناصرى ، ج 1 ص 400 ببعد * هفت اقليم ج 2 ص 286 - 287 * لطائف الطوائف ص 255 * از سعدى تا جامى ص 723 - 726 * مقدمه و متن ديوان امير شاهى سبزوارى بتصحيح آقاى سعيد حميديان ، تهران 1348 شمسى * تاريخ نظم و نثر در ايران ص 301 ( 2 ) - حبيب السير ج 4 ص 18 ( 3 ) - تذكرة الشعرا ص 484
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 310 | ذبيح الله صفا