12 - امير شاهى « 1 »
امير آق ملك بن جمال الدين فيروز كوهى سبزوارى متخلص به « شاهى » از غزل سرايان معروف قرن نهم هجرى است . نياكانش از امراى سربدارى و بر مذهب تشيع و او خود خواهرزادهء خواجه على مؤيد سربدارى ( 766 - 788 ه ) است كه در علاقه بتشيع و سعى در ترويج مناقب ائمه و اقامهء مراسم اين مذهب و نيز در ترويج علم و ادب مشهور بوده و هفت سال از آخر عمر را با حفظ مرتبهء امارت در ركاب امير تيمور گذراند .
علت اشتهار شاعر به « امير » انتساب به همين خاندان است و انتخاب تخلص « شاهى » هم بايد به همين دليل باشد چنان كه غياث الدين خواند مير هم همين نكته را ياد كرده و گفته است : « چون نسبش بسربداران سبزوار مىپيوست و مذهب شيعه داشت شاهى تخلص مىنمود » « 2 » و نيز دولتشاه « 3 » و خواند مير بمنافسهيى ميان بايسنقر ميرزا پسر شاهرخ كه گويا بمناسبت نام پدرش در شعر « شاهى » تخلص مىكرد ، و امير شاهى بر سر اين تخلص
هامش
( 1 ) - دربارهء او رجوع شود به :
* تذكرة الشعراء دولتشاه ص 480 ببعد
* مجالس النفائس ص 23 ( لطائفنامه ) و 197
* حبيب السير ، تهران خيام ، ج 4 ص 18 - 19
* مجالس المؤمنين ص 503 - 505
* مرآت الخيال ص 69
* آتشكدهء آذر بتصحيح آقاى سادات ناصرى ، ج 1 ص 400 ببعد
* هفت اقليم ج 2 ص 286 - 287
* لطائف الطوائف ص 255
* از سعدى تا جامى ص 723 - 726
* مقدمه و متن ديوان امير شاهى سبزوارى بتصحيح آقاى سعيد حميديان ، تهران 1348 شمسى
* تاريخ نظم و نثر در ايران ص 301
( 2 ) - حبيب السير ج 4 ص 18
( 3 ) - تذكرة الشعرا ص 484