مفاخرت برافراشته و خصوصا در علم رياضى و تاريخ و انشاء و فن شعر و عروض و معما سرآمد فضلاء عصر بوده و در املاء رسايل در آن فنون اظهار قدرت نموده » « 1 » و همين صفات و سجايا بوى يارى كرده بود كه بسرعت كسب شهرت كند و بمنادمت پادشاهزادگان تيمورى نائل شود و ميان اماثل و اقران بمرتبت و مقام دنيوى ممتاز گردد .
وى تحصيلات خود را در بخارا آغاز كرد و در تمام دوران حيات از ايام صبا تا پايان زندگى اكثر اوقات را بكسب دانش و مطالعه و تحقيق مىگذرانيد و همچنانكه گفته شد در غالب علوم عهد خود صاحب اطلاع بود و ميان معاصران و اقران بفضل و دانش اشتهار داشت و در اواخر عمر مجلس او مرجع خواص بخارا بود و بسيار كسان ببركت فوائدى كه از وى اقتباس مىكردند بدرجات بلند از اطلاع و شهرت رسيدند و از آن ميان بعضى مانند سراج الدين بساطى سمرقندى و خيالى بخارى ( م 870 ) و خواجه رستم خوريانى م 834 و طاهر ابيوردى از شاعران مشهور عهد خود گرديدند .
او عادة در تذكرهها به نام خود يعنى « عصمت » ( عصمة اللّه ) شهرت دارد و چنانست كه گويى كه اين تخلص و عنوان شعرى اوست . آرى او در قسمتى از اشعار خود اين كلمهء عصمت را درست بجاى تخلص خود مىآورد ولى اين از قبيل تكرار عادت بسيارى از شاعران پيش ازو يا عهد اوست كه صورت كوتاه شدهء اسم خود را مانند اثير ( بجاى اثير الدين ) و نجيب ( بجاى نجيب الدين ) در پايان اشعار خود ذكر مىنمودند ، ليكن لقب شعرى و تخلصش نصيرى است و او تخلص خود را از لقب نخستين ممدوحش نصير الدين خليل نوادهء تيمور برداشت . بعضى از قدما و معاصران چنين تصور كردهاند كه اين شاعر در قصائد خود نصيرى و در باقى اشعار عصمت تخلص كرده است . مثلا تقى الدين مينويسد « در قصايد بواسطهء منادمت و مصاحبت شاهزاده نصير الدين سلطان خليل نصيرى تخلص مينمايد و در باقى اشعار عصمت تخلص مىفرمايد » و همين مطلب را هم بعضى معاصران تكرار كرده و نوشتهاند « پيش از آنكه عصمت تخلص گيرد نصيرى متخلص بوده » « 2 » ليكن حقيقت امر آنست
هامش
( 1 ) - خلاصة الاشعار تقى الدين كاشى
( 2 ) - آقاى ابن الدين ، فهرست نسخ خطى كتابخانهء مجلس ، ج 3 ص 355